<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>azady-barabary.org</title>
		<description>Azady-Barabary</description>
		<link>http://azady-barabary.org</link>
		<lastBuildDate>Mon, 08 Sep 2008 01:52:29 +0100</lastBuildDate>
		<generator>FeedCreator 1.7.2</generator>
		<image>
			<url>http://azady-barabary.org/images/M_images/arm.jpg</url>
			<title>azady-barabary.org</title>
			<link>http://azady-barabary.org</link>
			<description>Azady-Barabary</description>
		</image>
		<item>
			<title>آخرین اخبار از اعتراضات در شیراز</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080310411.html</link>
			<description>بنا بر اخبار رسیده از دانشگاه شیراز، در پی بازداشت ۸ دانشجوی این دانشگاه و تجمع مجدد دانشجویان در اعتراض به این مسئله جو دانشگاه شیراز و خیابان های اطراف آن به شدت امنیتی شده است.
به دنبال ممانعت یگان ویژه و نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم بزرگداشت ملی شدن نفت و دستگیری و ضرب و شتم ۸ نفر از دانشجویان، ۵۰۰ نفر از دانشجویان علوم پزشکی شیراز از ساعت ۹ صبح دوشنبه، ۲۰ اسفند، با تعطیل کردن کلاس های درس، در صحن دانشکده پزشکی، دست به تحصن زدند.
دانشجویان با سر دادن شعارهای «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «دانشجومی میرد ذلت نمی پذیرد»، «ای ملت آزاده، حمایت حمایت» دست به تحصن زدند. این تجمع در حالی برگزار شد که نیروهای امنیتی حضور چشمگیر در دانشکده پزشکی داشتند.
همچنین امروز هم زمان با برپایی این تجمع اعتراض آمیز، دانشگاه علوم پزشکی شیراز در محاصره نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفته بود. حراست دانشگاه نیز اجازه ورود و خروج هیچ کس را به دانشگاه نمی داد. در حالی که هیچ کس اجازه توقف در مقابل دانشگاه را نداشت، عابرین پیاده ای که با دانشجویان از پشت نرده صحبت می کردند بلافاصله توسط مامورین دستگیر می شدند.
حدود ساعت دو بعدازظهر اعلام شد که چهار نفر از دانشجویان بازداشتی به نام های سعادت دلفانی، مجتبی وکیلی، علی حسنی و محسن فخری آزاد شده اند. این ۴ دانشجو پس از آزادی اظهار داشتند که در بازداشتگاه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند. این دانشجویان شب گذشته به بازداشتگاه اداره اطلاعات استان فارس منقل شدند که در آنجا نیز شاهد برخوردهای فیزیکی خشن ماموران بوده اند.
طبق آخرین اخبار به دست آمده چهار تن دیگر از دانشجویان به نام های مسعود خیراتی، محمد مهدی احمدی، مهدی امیریان و نادر دیناری در اختیار اداره اطلاعات استان فارس هستند. گفته شده این ۴ دانشجو مدت طولانی تری در بازداشت خواهند ماند. شنیده ها حاکی از آن است که این دانشجویان قرار است طی روزهای آینده احتمالا به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شوند.
دیگر خبر رسیده به خبرنامه امیرکبیر حکایت از آن دارد که به دنبال احضار ۱۲ نفر از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز به دادسرای انقلاب، امروز پس از احضار و مراجعه مجدد ۷ نفر از این دانشجویان به دادسرا، این دانشجویان بازداشت شده و به کلانتری جام جم منتقل شدند. معاون دادستان همچنین دستور احضار مجدد کفیلان این دانشجویان را صادر کرده است. دانشجویان پس از مراجعه ای که روز پنج شنبه به دادگاه انقلاب داشتند، پس از حبس چند ساعته در این دادگاه با قید کفالت آزاد شدند.</description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 19:09:58 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>زنان و انقلاب در ایران</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/-20080310410.html</link>
			<description>
رایا دونایفسکایا: (شامل یک مقاله به همراه یک نامه).  چیزی برابر با یک تغییر در قدرت‌های جهانی دوره 79-1977 را به اوج خود رسانید-از ولوله‌های چین بعد از مائو تا جنبش بیداری سیاهان در آفریقای جنوبی و شورش‌های امریکای لاتین تا مبارزات توده‌های مردم ایران بر علیه شاه- که چنین سهمی از حضور توده‌ای را برای ارتقاء یافتن به یک انقلاب تمام عیار پیش‌فرض داشت.

از همان ابتدا[بحران‌های 79-77] من در حال کار بر روی کتابی جدید که عنوان آن سه موضوع رزا لوکزامبورگ، ارتباطِ میان آزادی زنان در زمان او و خودمان و فلسفه‌ی انقلاب مارکس را در برمی‌گرفت بودم. این کتاب با اولین انتشار دفترهای مردم شناسی مارکس به اهمیت غیرقابل انتظاری دست یافت. من تازه به فصل اول درباره رزا لوکزامبورگ که بیشتر به نقطه‌ی عطف زندگی او-انقلاب روسی-لهستانی (1907-1905)- می‌پرداخت رسیده بودم که انواع و اقسام حقایق تازه درباره‌ی سرایت آن[انقلاب] به پرشیا، مبارزات 1978 ایرانیان راروشن ساخت. درست در همان زمان دفترهای مردم شناسی مارکس، هم چنان که کاوش‌های 1844 خود مارکس درباره رابطه زن/مرد را به کاوش‌های وی در باب امکان بروز انقلاب‌ها در کشورهای عقب مانده تعمیم میداد، به روشنگری تازه‌ای درباره فلسفه آزادی زنان شکل می‌بخشید.

سرنگونی شاه و همراه با آن تضعیف پایه‌های تسلط امپریالیسم امریکا بر منطقه‌ی خلیج، نه فقط جابه‌جایی دراماتیکی در قدرت جهانی به وجود آورد، بلکه برای اولین بار طرح مساله در مورد خاورمیانه را از نفت به مساله‌ی یک انقلاب اجتماعی تغییر داد. از همه برجسته‌ تر، بزرگترین و قویترین و مقاومترین بسیج توده‌ای برای ماه‌های پی‌درپی، شامل اعتصاب عمومی کارگران نفت، بود که  مقدمه‌ای بر سه روز قیام قهرآمیز 12-9 فوریه 1979[19 تا 22 بهمن 57]، که حقیقتاً عصر کاملاً جدیدی در روابط جهانی را گشود، شد.

در خلاص کردن ایران از کینه جویان دوقلویش-شاه و امپریالیسم امریکا- که به نظر می‌رسید پیش‌درآمد بزرگترین انقلاب از 1917 به این طرف باشد همه بخش های مردم درگیر بودندکه پیشدرآمد بزرگترین انقلاب از 1917 باشد. کارگرانی که برای اعتصاب عمومی به خیابان‌ها ریخته بودند از بازگرداندن سلاح‌ها حتی زمانی که آیت‌الله فرمان داد خودداری کردند. انواع و اقسام تشکل‌های خودجوش برخاستند که ابداً به گروه‌های چریکی سابق محدود نبودند. بلکه کاملاً متضاد[گروه‌های چریکی سابق] بودند. سازمان‌های زنان و انجمن‌های کارگران و شوراها وجود داشتند و در همه‌ی آنها جوانان چیره بودند.

هیچ پایانی بر آزادی مطبوعات و کشش عظیم دانش‌آموزان جوان به متون تازه ترجمه شده مارکسیستی وجود نداشت. گروه‌های مارکسیستی‌ای بیشتر از همه مشتاقانه طلب می‌شدند که به هیچ قدرت دولتی وابسته نبودند. مصمترین مبارزان خودمختاری(self-determination) همچنین سازمان‌یافته ترین‌‌ها بودند و فقط کردها نبودند بلکه عرب‌ها هم بودند. آنها  به این دلیل که جزئی از انفجار انقلابی توده‌هایی بودند که شاه را سرنگون کرده بود به ادامه‌ی مبارزه برای خودمختاری واقعی اطمینان داشتند.

سرانجام و بدون هیچ اغراقی، جنبش آزادی زنان قصد گشودن فصل جدیدی در انقلاب را داشت. آنها برای مدت پنج روز که شروع آن، روز جهانی زنان[8 مارس 1979] بود، در راه پیمایی‌های مداوم با شعار: «ما برای آزادی جنگیدیم و حالا از آن محروم شده‌ایم» درگیر بودند.

به محض اینکه تضادها شروع به از هم پاشیدن ملت تازه رها شده کرد، آیت‌الله خمینی خود را در قدرت کامل یافت. پس‌روی حاصل در نامه سیاسی-فلسفیِ مارس 79 تحت عنوان  واضح ساختن انقلاب و تضادهایش در ایران  تحلیل شد. این نقد مثل نوشته‌های من در باب آزادی زنان در یک جزوه با عنوان  زن به مثابه خرد و نیروی انقلاب  که همچنین شامل مقاله‌ای از رزا لوکزامبورگ درباره زنان و  تاملاتی در باب هشت مارس  نوشته ی دینگ لینگ بود به فارسی ترجمه و منتشر شد. مقدمه‌ی این سری مقاله‌ها توسط یک مارکسیست اومانیست ایرانی به نام ندا نوشته شد.

در تمام طول سال 1979 و در واقع بخش خوبی از سال 1980 شماره‌ای از «اخبار و نامه‌ها» نبود که شامل گزارشات شاهدان عینی درباره انقلاب ایران، نامه‌هایی نوشته شده از ایران، مقالات مخصوصی درباره‌ی دو موضوع انقلاب زنان و خیانت ورزی بنیادگرایانه‌ی اسلامی به آن، به علاوه مقالاتی جدی درباره چه نوعی از سازمان، چه نوعی از شوراها، چه نوعی از رابطه مذهب با انقلاب، در آن نبوده باشد.

«رزا لوکزامبورگ، آزادی زنان و فلسفه ی انقلاب مارکس» به خوبی تحولات سال های 1979 و 1980 را روشن کرد. تاریخ به بسط انقلاب 1905 روسیه به پرشیا(تا 1935 به ایران پرشیا می‌گفتند) توجه ناچیزی کرد، با وجود این‌که خصوصاً «انجمن زنان» یک شروعِ تاریخیِ واقعی بود. ناگهان، هرچند دیگر عنصر آن انقلاب در پرشیا-اولین قانون اساسی آن- به نقطه‌ی کانونی انقلاب 79 تبدیل شد، اما برداشتی که بنیادگرایان اسلامی از آن می‌کردند و چیزی که انقلابیون جوان با آن شناخته میشدند، مطلقاً متضاد هم بودند.

انقلابیون چپ مطالعه و تلاش می‌کردند تا دیالکتیک انقلاب 07-1905 روسیه، کاوش‌های لوکزامبورگ در مورد اعتصاب عمومی در هر دو بعد سیاسی و اقتصادی و در نتیجه وقوع انقلاب، فراخوان به آزادی زنان که در مانیفست‌های لوکزامبورگ وجود داشتند، و فراتر از همه، تمرکز بر خودجوشی توده‌ها که عملاً از رهبران انقلابی‌تر بودند را تمرین کنند. چیزی که مطالعات هم نشان دادند، امکان به وقوع پیوستن انقلاب در کشوری از لحاظ تکنولوژیک عقب مانده پیشاپیش کشوری بود؛ که نه فقط از لحاظ تکنولوژیک پیشرفته بود بلکه حزب سوسیال دموکراتیک توده‌ای بزرگی هم داشت.

نامه‌ی ضمیمه

10 مارس 1979 (20 اسفند 1357)                                    

دوستان عزیز:      

در راهِ رفتن به دانشگاه ایالتی وِین برای ایراد سخنرانی‌ام به مناسبت گرامیداشت روز جهانی زن درباره‌ی «رزا لوکزامبورگ و فلسفه‌ی انقلاب مارکس» بودم که خبر پرشکوه ترین اتفاق جهانی رسید: ده‌ها هزار تن از زنان ایرانی در حال تظاهرات علیه خمینی بودند، آنها فریاد می زدند: ما برای آزادی جنگیدیم و حالا از آن محروم شده‌ایم.

طبیعتاً سخنرانی را با تحسین آن دسته از زنان آزادی‌خواه ایرانی شروع کردم که با این عمل فصل دوم انقلاب ایران را آغاز کردند. بدین سان جمله‌ی اولم بر امروزی بودن[هشت مارس] تاکید کرد؛ تاکیدی که این طغیان توده‌ای آن را روی بحث ما گذاشت، اگرچه قرار بود این بحث، با عقب کشیدن ساعت به شصت و دوسال پیش شروع شود؛ زمانی که زنان کارگر روسیه «روز جهانی زنان» را به اولین روز از پنج روزی تبدیل کردند که امپراطوری چند صد ساله‌ی تزاری را سرنگون کرد.

مقصود فقط برشمردن اعمال انقلابی بزرگ نبوده، بل نشان دادن اینکه حتی در اولین انقلاب روسیه(1905) تئوریسنی بزرگ چون رزا لوکزامبورگ همان اندازه در افکارش کم‌تغییر ماند که عموم زنان کارگر روسیه؛ زنانی که بعدها به آنان تحت عنوان به ظاهر  ناآگاه  نسبت به عمل تاریخی‌شان که دومین انقلاب روسیه را آغازید کم بها داده شد. در راستای آن پایان، از روی متن هنوز منتشر نشده‌ی سخنرانی رزا در کنگره مشهور 1907 که همه گرایشات مارکسیستی روسیه در آن حضور داشتند خواندم که به این حقیقت اشاره می کند؛ 1905 فقط اولین انقلاب از سری انقلاب‌های قرن بیستم بود.

من روز 9 مارس را به صحبت کردن با یک انقلابی مرد ایرانی در حال پروراندن ایده‌هایی نه فقط درباره‌ی انقلاب بلکه چطور باید در برابر ضدانقلاب که مطمئناً برخواهد خاست گذراندم، همچنان که دیکتاتوری مذهبی به قدرت چنگ می‌زند و نه فقط مردان بلکه عده‌ای از زنان را نیز برای بازگرداندن زمان به چشم انداز ارتجاعی مذهبی درباره زنان متقاعد کرده است و این مساله ابداً به مساله‌ی پوشش ختم نمی شود. من نقاط تاریخی پیشرفت انقلاب روسیه را برشمردم؛ که از رویدادهای فوریه به تزهای آوریل لنین حرکت کرد تا به ضدانقلاب کُرنیلف در جولای رسید و تنها بعد از ماه‌هایی خون‌آلود و پرزحمت سرانجام به اکتبر رسید. در یک کلام، ما در حال بحث کردن درباره نامه سیاسی-فلسفیِ بعدی من درباره انقلاب ایران بودیم.

10 مارس هنوز روز تازه‌تری بود، هنگامی که من نیم ساعت قبل از اینکه هواپیمای ایرانی‌ها فرودگاه را ترک کند به ایده‌ی ترجمه اثر دینگ لینگ با عنوان «تاملاتی درباره‌ی هشت مارس» که همچنین پیام همبستگی با زنان امروز ایران را حمل می کند، رسیدم.

«در بهار 1908-زمانی که انقلاب مشروطه‌ای که امروز همه درباره آن صحبت می‌کنند هنوز زنده بود و یک انجمن زنان هنوز فعال‌ترین انجمن خصوصا در تهران بود- کارگران صنعت پوشاک نیویورک، 8 مارس را به عنوان روز جهانی زنان اعلام کردند. سال بعد، در حمایت از کارگرانِ بیکارِ سازنده لباس زنانه «تِری اِنگل»، طغیان توده‌ای که به «خیزش بیست هزار نفری» مشهور شد بقدری  الهام بخش جنبش زنان کارگر آلمان بود که رهبرش -کلارا زتکین- به انترناسیونال مارکسیستی پیشنهاد داد که 8 مارس به یک روز بین المللی زنان تبدیل شود. امروز شما زنان شجاع ایران فصل جدیدی را در انقلاب 1979 ایران گشودید. در تجلیل از شما و برای بیان همبستگی‌مان با انقلاب در حال پیشروی شما، ما اینجا در حال ترجمه کردن آرای یکی دیگر از مخالفان وضعیت موجود- این بار در چین- دینگ لینگ، کسی که هم مخالف استالین و هم مائو(که نویسنده بزرگ را تصفیه کرد) بود، هستیم. چنانکه که وی مقاصدش را در تاملاتی در باب هشتم مارس خلاقانه بیان داشته است».

 رفقایی که داوطلب ترجمه شدند، احساس کردند که براستی عمل ساده ترجمه، عقیده‌هایی به کلی نو را درباره روابط مرد/زن ترسیم می‌کند.

 

رایایِ شما

 

ترجمه از بهروز آذر

 </description>
			<category>مطالب - مقالات</category>
			<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 18:50:03 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>آزادی رفیق امین قضایی</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080309407.html</link>
			<description>طبق آخرین خبر دریافتی ساعاتی پیش رفیق امین قضایی یکی از محبوب ترین شخصیت های دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نیز با قرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی از بند 209 زندان اوین آزاد شد. آزادی رفیق امین قضایی را به همه ی کسانی که در این مدت برای آزادی وی تلاش کردند تبریک میگوییم. 
امین جان به جمع رفقایت خوش آمدی  </description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Sun, 09 Mar 2008 14:10:39 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در نمایش انتخابات ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85/-20080309406.html</link>
			<description>سال 1386: سال سرکوب گسترده و بی‌سابقه دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب، سال سرکوب اعتصابات متعدد کارگری به ویژه اعتصاب کارگران قند و نیشکر هفت تپه، سال شلاق زدن وحشیانه‌ی کارگران به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر، سال تحریم‌های اقتصادی و قربانی کردن معیشت کارگران و همگان در پیشگاه قدرت و سرمایه، سال سرکوب و بازداشت معلمانی که نان شب خود می‌طلبیدند، سال محکوم شدن 37 زن به اعدام و سنگسار، سال ترور فعال کارگری در کردستان، سال پرونده سازی و حبس و شکنجه برای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، سال حبس صالحی و اسانلو، سال صدور احکام اعدام برای فعالین اجتماعی، سال افزایش تقریبا 18 درصدی نرخ تورم قیمت‌ها، سال افزایش 100 درصدی نرخ اعدام‌ها، سال بازداشت و شکنجه فعالین اجتماعی و روزنامه‌نگاران کردستان و آذربایجان،  سال قتل ابراهیم و زهرا در بازداشت‌گاه های حکومت، سال دشنه و خنجر، شکنجه و شلاق، قحط و مرگ، سال بد، سال باد، سال اشک پوری‌ها و سال خون مرتضی‌ها...

و با همین کارنامه‌ی متعفن است که وقاحت‌پیشه‌گان جناح‌های حکومت از نمایش مضحک انتخابات‌شان، از بازی مضحک دموکراسی و مشارکت‌شان سخن می‌گویند، به خیال باطل خود برای مردم(بخوانید رعیت‌هاشان) حق و تکلیف معین می‌کنند. از مردمی که کمرشان زیر خفقان سیاسی و فشار اقتصادی خم شده، امضا و مهر و رأی می‌طلبند تا مشروعیتی ظاهری بیابند.

بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میداریم که همچون گذشته، شرکت نکردن در مضحکه ی انتخابات را قاطعانه بخشی از تاکتیک مبارزاتی خود علیه استبداد حکومت سرمایه و مذهب می‌دانیم. و همچنین موضع گیری اپوزیسیون راست که شرکت نکردن در انتخابات را به بهانه های واهی همچون فقدان رسانه های آزاد و فراگیر یا رشد نیافتگی شعور سیاسی مردم پیشاپیش شکست خورده میداند، تنها آب به آسیاب حکومت ریختن ارزیابی میکنیم . در شرایط فقدان آزادی تشکل و نشر و بیان برای نیروهای مخالف وضعیت موجود و به ویژه جریانات رادیکال، که سدّ بزرگی در برابر ایجاد آلترناتیوهای سیاسی-اجتماعی قرار داده ‌است، شرکت نکردن در این بازی تکراری حکومت،  به عنوان یک کنش‌ اجتماعی سلبی و نماد مخالفت با نظم سیاسی موجود ضروری می‌نماید. و بدین‌ گونه این عدم شرکت نه پروژه‌ای زمان‌بندی شده، نه نوش‌دارویی برای مصایب و مشکلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بلکه تنها می‌تواند و می‌باید به مثابه‌ی تاکتیک سیاسی جزئی ای به کار رود که بسترساز پیدایش بدنه‌ای گسترده و پایدار گرچه ناهمگون از مخالفین تمامی جناح‌های حکومت، اعم از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، باشد.


 </description>
			<category>مطالب - مطالب مهم</category>
			<pubDate>Sun, 09 Mar 2008 12:33:54 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان علوم پزشکی شیراز توسط ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080309405.html</link>
			<description>امروز یکشنبه قرار بود بزرگداشت ملی شدن صنعت نفت در تالار صدرا و سینای علوم پزشکی شیراز برگزار شود، این جلسه دقایقی پیش از شروع آن توسط ماموران امنیتی لغو شد و پلیس ضد شورش با استقرار خود تالار سینا و صدرا را محاصره خود درآورده و با باتوم به ضرب و شتم دانشجویان پرداخت . در این جریان چندین نفر از جمله مسعود خیراتی و علی رحمانی بازداشت شده اند. از اسامی سایر بازداشت شدگان و وضعیت آنها هنوز خبری در دست نیست.

این جلسه قرار بود ساعت 15:30 برگزار شود ولی مامورین امنیتی و پلیس ضد شورش با مستقر شدن در جلوی تالار از ساعت 14:30 اقدام به ضرب و شتم و متفرق کردن دانشجویان کردند. گزارش ها حاکی از این است که عده ای از دانشجویان توانسته اند از طریق خیابان نشاط فرار کنند و خود را به دانشگاه علوم پزشکی برسانند. عده ی دیگری از این دانشجویان نیز به دانشگاه شیراز رفته و به صف تجمع کنندگان آن دانشگاه پیوسته اند.

در همین حال امروز اعلام شده است که نماینده تام الاختیار وزارت علوم برای مذاکره با سخنگویان دانشجویانِ تجمع کننده دانشگاه شیراز به این دانشگاه آمده است و قرار است این مذاکرات از ساعت 14:30 امروز شروع شود. تجمع کنندگان نیز در محل پردیس ارم گرد آمده اند و پلارکاردها و پارچه نوشته هایی دور تا دور میدان نصب کرده اند. محتوای این پلاکاردها از این قرار است: « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده ی قیام است» ، « گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، « دانشجوی احضاری حمایتت می کنیم» ، « صندلی حیا کن، صادقی رو رها کن» و...

دانشجویان دانشگاه شیراز اعلام کرده اند، در صورتی که مذاکرات بی نتیجه باشد از همین امروز تجمع از سر گرفته می شود. قابل ذکر در همین لحظه نیز دانشجویان در پردیس ارم جمع شده اند اما هنوز سیستم های صوتی خود را راه اندازی نکرده اند.

سخنگویان دانشجویان اعلام کرده اند که ضرب الاجلی برای برکناری صادقی باید تعیین شود و همچنین احضارهای دانشجویان به دادسرا باید پس گرفته شود و دانشجویان حاضر در تجمع نیز باید از طرف کمیته های انضباطی احضار نشوند، در غیر این صورت تجمع به صورت نامحدود ادامه می یابد. گفتنی است صادقی ریاست دانشگاه تلاش های خود را برای تعلیق و اخراج بیش از 20 نفر از دانشجویان را آغاز کرده است.

گزارش ها از دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز حاکی از آن است که اعتصاب غذای چند دانشجوی این دانشگاه در آستانه شروع شدن است.

خبرهای تکمیلی به همراه عکس متعاقبا منتشر خواهد شد.


 
 </description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Sun, 09 Mar 2008 12:02:19 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>خیزش رادیکالیسم نو</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/-20080308404.html</link>
			<description>سروش ثابت: این مقاله را رفیق سروش ثابت اندکی قبل از دستگیری خود و برای چاپ در نشریه طلوع نوشته بود ولی به دلیل بازداشت سری دوم رفقا این نشریه چاپ نشد و در نتیجه این مقاله ی ارزشمند نیز تا به حال منتشر نشده بود. افق جدیدی در مقابل جامعه‌ی ایران گشوده شده، افق تحولی رادیکال، افقی که امروز جوانه‌های آن را می‌توان در جنبش زنان، جنبش کارگری و به شکلی آگاهانه‌تر در جنبش دانشجویی مشاهده کرد. برگزاری مراسم 13 آذر امسال توسط دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب می‌تواند نقطه‌ی عطفی در تاریخ مبارزات سیاسی-اجتماعی ایران باشد. اگر این دانشجویان با مراسم 15 آذر سرخ سال گذشته نشان دادند که با سازمان‌دهی و طرح مطالبات رادیکال می‌توانند دست بالا را در تجمع‌هایی که تبلور یکسال فعالیت جنبش دانشجویی است داشته باشند، مراسم 13 آذر امسال نشان‌گر حضور دایم این جریان، سندیت یافتن آن و تحمیل کردن خود به حاکمیت به عنوان نخستین تشکل مستقل رادیکال و توده‎‌ای بود. جریان دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب نوپاست. تازه در آستانه‌ی بلوغ است، گرچه با این حال هم بسیاری از به اصطلاح بزرگترها! را حریف است. عمر این جریان شاید به 4-3 سال هم نمی‌رسد. نه حزب است و نه سنت مبارزاتی و پختگی تمام و کمال هیچ یک را ندارد؛ امری که تحلیل و بررسی آن را قدری مشکل‌تر می‌سازد. با این حال هدف این نوشتار اشاره به برخی تمایزات کلیدی این جریان با جریان  چپ سنتی  و نیز جریان پوسیده 2 خرداد است. گرچه بسیاری از این تمایزات ممکن است هنوز هم تا حد زیادی سلبی باشد و نتوانسته باشد در نخستین مراحل پراتیک انقلابی این جریان نمود عینی و ایجابی کاملی بیابد. لازم به ذکر است که در این نوشته آن‌جا که از  چپ سنتی  نام برده شده، آگاهیم که این چپ طیف وسیعی از سازمان‌ها و احزاب را در برمی‌گیرد که علاوه بر تکامل و تحول درونی بعضاً اختلاف‌ نظرها و حتی تضادهایی اساسی نیز با یکدیگر داشته‌اند. اما آن چه در این جا مدنظر ماست فصول و مبانی مشترک فکری و سازمانی آن‌هاست.

1-      مسئله‌ی هزینه: روح مذهبی حاکم بر چپ سنتی روح شهادت‌طلبی بود. چپ سنتی به جای آن که حلقه‌ی گمشده‌ی واسط میان خود و جامعه را در مکانیسم‌های مادی اجتماعی شدن، در مبارزه برای تعمیق انسجام و رادیکالیسم طبقه‌ی کارگر، در متشکل شدن در حزبی حقیقی(حزبی که وجدان آگاه طبقه‌ی کارگر باشد) بجوید، به شاه کلید استعلایی شهادت‌طلبی پناه می‌برد. در این فضای متافیزیکی است که هزینه دادن بدل به معیار رادیکالیسم می‌شود. به تعبیر امیر پرویز پویان قرار است موتور کوچک(پیشاهنگان)، موتور بزرگ(توده ها) را به حرکت در آورد؛ اما کسی نمی‌پرسد که تسمه‌ی نقاله‌ی این حرکت چیست. چپ سنتی وجود این تسمه‌ی نقاله را به صورت پیشینی مفروض می‌پندارد. در حالی که این تسمه‌ی نقاله تنها در پراتیک انقلابی است که ساخته می‌شود. خود از جنس پراتیک است. پروسه‌ی مبارزاتی است. پیوند ارگانیک توست با طبقه‌ی کارگر. حزب توست. پرچم توست. شعار و گفتمان توست. معضله و پاسخ توست. برای چپ سنتی اما تمام این‌ها جای خود را به شهادت‌طلبی می‌دهد، به ایثار و ازخود گذشتگی، به امری متافیزیکی. هزینه دادن، آن هم در شدیدترین صورتش یعنی فدا کردن جان خود، دیگر نه بخشی از مبارزه، نه یکی از تبعات منفی مبارزه که بدل به غایت مبارزه می‌شود. این‌جا مبارزه به امری اخلاقی و انسان مبارز به مؤمن منفردی بدل می‌شود که با تقوای روحی‌اش به مبارزه با شر بر می‌خیزد و از طریق ایثار خود آن را واژگون می‌کند. دگرگون ساختن انقلابی نظم مادی موجود جای خود را به خوار شمردن این نظم، با فدا کردن جان خود می‌دهد، در حالی که این سو زندگی اجتماعی در جریان است و مردمی و  خلقی  که با مشکلات و مسایل روزمره خود دست به گریبان‌اند.

و این سو و در نقطه‌ی مقابل جریان اصلاح‌طلبی. فاشیست‌های دیروز در صبح 2 خرداد آمده‌اند تا در باغچه‌ی جامعه‌ی مدنی(بخوانید مدینة النبی) گل‌های دموکراسی دینی و حقوق بشر بکارند. آن سبک کاری که اصلاح‌طلبان طی دوره‌ی زمام‌داری‌شان بر جامعه و به ویژه بر دانشگاه حاکم کردند فعالیت سیاسی در چهارچوب قانون بود. فعالیتی که مشروعیت خود را از قانون می‌گرفت. خط قرمزش هزینه ندادن بود. این فرم فعالیت یکسره با محتوای خود همخوان بود: فعالیت اپوزیسیون قانونی، فعالیت در چهارچوب حفظ نظم و نظام موجود. اگر فرهنگ سیاسی چپ سنتی، فرهنگ مذهبی ایثار و از خود گذشتگی، فرهنگ ایمان و شهادت بود، فرهنگ سیاسی جریان 2 خرداد فرهنگ سوداگرانه‌ی هزینه و فایده بود، فرهنگ چانه زنی، فرهنگ معامله‌گری در سخیف‌ترین معنایش. فرهنگی که به ویژه از طریق نماینده‌ی آشفته حال جریان 2 خرداد در دانشگاه‌ها، یعنی دفتر تحکیم وحدت، فضای فعالیت سیاسی دانشجویی را طی چند سال زیر نفوذ خود داشت.

13 آذر امسال و پایداری دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در برگزاری تجمع‌شان به رغم دستگیری‌های بی سابقه اما نمودار گسستی توأمان بود از سبک کار 2 خردادی و نیز فرهنگ چپ سنتی. ما دفتر تحکیم وحدت نیستیم که با دستگیری 2 نفر از اعضایمان، برنامه‌هایمان را لغو کنیم و به کنج گرم خانه‌هایمان پناه بریم. ما نیامده‌ایم تا با گل‌های یاس در دست و لبخندی تصنعی بر لب در دعوای بد و بدتر شرکت کنیم. ما آمده‌ایم تا با فریاد و مشت خود، دست در دست کارگران و زنان نظم اجتماعی موجود را دگرگون کنیم؛ از ریشه دگرگون کنیم. ما دل خود را به غرولندهای کنج خانه‌ها و امتیازکی در حکومت خوش نکرده‌ایم. می‌دانیم که دیوی است بی‌رحم این نظامی که با آن پنجه در افکنده‌ایم؛ شهادت‌طلب نیستیم ولی می‌دانیم که این مبارزه با پرهیز از هزینه‌هایش به شتر سواری دولا دولا می‌ماند.

2-      ناسیونالیسم: چپ سنتی ایران، از فدائیان گرفته تا حزب توده، مائویست‌ها، تروتسکیست‌ها و ... زیر نفوذ پارادایم ضد امپریالیستی و مکتب وابستگی بودند. سازمان انقلابی که از حزب توده منشعب شده بود و بعدها حزب رنجبران را تشکیل داد، به جای اولویت دادن به انقلاب اجتماعی، مدل آزادیبخشی ملی را تجویز می‌کرد. انتقاد عمده‌ی سازمان پیکار به رژیم شاه این بود که نظام سرمایه‌داری وابسته در پیوند با امپریالیسم، مانع شکل‌گیری صنایع ملی و مستقل شده و معتقد بود که به جای تشویق و گسترش کالاهای مصرفی، درآمدهای نفتی را باید در جهت تقویت کالاهای سرمایه‌ای داخلی به کار گرفت! سازمان رنجبران به دنبال یک ایران مستقل و ملی بود که در آن هدف عمده ایجاد فن‌آوری ملی باشد!! بیژن جزنی، یکی از برجسته‌ترین تئوریسین‌های فدائیان، ضمن دفاع از انقلاب دموکراتیک ملی بر شکست سلطه‌ی امپریالیستی و ایجاد یک اقتصاد ملی مستقل تأکید داشت. مسأله‌ی عمده از نظر حزب توده، امکان یک انقلاب دموکراتیک ملی مبتنی بر ضدیت با امپریالیسم و قطع پیوندهای وابستگی بود. بیگانگی ِ کلید واژه‌های چپ سنتی – نظیر استقلال در برابر وابستگی، توسعه‌ی ملی در مقابل توسعه‌ی کمپرادور و  خلق  در مقابل امپریالیسم و پایگاه داخلی آن- با مفاهیم و مقولات اساسی گفتمان مارکسیستی همچون تأکید بر طبقه‌ی کارگر به مثابه‌ی سوژه‌ی انقلابی، انترناسیونالیسم در برابر ناسیونالیسم و ... امری مشهود است. این گونه بود که مرز بین گفتمان چپ سنتی و گفتمان اسلام سیاسی مخدوش بود؛ یا به بیان دقیق‌تر، گفتمان چپ سنتی به شدت مذهب زده، ناسیونالیستی و خلقی‌گرا بود. امری که پس از انقلاب بهمن 57 زمینه را برای دفاع بخش بزرگی از چپ سنتی، به ویژه حزب توده و فدائیان اکثریت از حکومت تازه تأسیس، تحت لوای نظریه‌هایی چون  راه رشد غیر سرمایه‌داری  فراهم ساخت.

 

خصلت ناسیونالیستی جریان 2 خرداد هم که دیگر اظهر من الشمس است: از  ایران برای همه‌ی ایرانیان  و  دوباره می‌سازمت وطن  تا مدح و ثنای کورش هخامنشی به عنوان نویسنده‌ی نخستین بیانیه‌ی حقوق بشر! ناسیونالیسم هماره برادر فرومایه‌ی لیبرالیسم و فاشیسم بوده است، منادی جنگ و پیام آور سرکوب. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در 15 آذر سرخ سال 1385 با ممانعت از خواندن سرود فاشیستی  ای ایران  به صورت نمادین مرزبندی قاطع خود را با ناسیونالیسم ابراز داشتند. اما آن‌چه که در مراسم سال پیش تنها به شکلی نمادین و به صورت سلبی تجلی یافت، امسال با حمایت‌های گسترده‌ی جهانی از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب، به ویژه در آکسیون‌های متعدد روزهای 22 و 28 دسامبر 2007 در آلمان، فرانسه، انگلستان، لهستان، بلژیک، کانادا و ... شکلی ایجابی یافت. در چنین حمایت‌ها و آکسیون‌های جهانی بی‌شک می‌توان نطفه‌های مبارزه‌ی انترناسیونالیستی علیه حاکمیت سرمایه را در عصر جهانی شدن یافت.

 

3-                  اجتماعی شدن/ سکتاریسم: نخست باید یادآور شد که چپ سنتی در مبانی تحلیلی‌اش مفهوم  خلق  را جانشین طبقه‌ی کارگر به مثابه‌ی عامل انقلابی و تضاد خلق و امپریالیسم را جانشین تضاد کار و سرمایه کرد. یعنی چپ سنتی خواسته یا ناخواسته در مبانی فکری‌اش از مارکسیسم گسست. این موضوع بیش و کم در مورد تمامی سازمان‌های چپ سنتی صادق است. برای مثال بیژن جزنی در  تحلیلی اجتماعی-اقتصادی از یک دولت وابسته‌ی سرمایه‌داری  به توصیف  خلق  به عنوان  طبقات کارگر، کشاورزان، خرده بورژوازی و بورژوازی ملی  می‌پردازد. جالب این‌جاست که وی روحانیت را نیز(به استثنای رهبریت آن) بخشی از خرده بورژوازی(و لذا متحد طبقه‌ی کارگر) قلمداد می‌کند. و یا سازمان انقلابی که خواستار وحدت  خلق  بر ضد رژیم شاه در یک جبهه‌ی بزرگ ضد امپریالیستی بود. فضای ناشی از ورشکستگی سازمان‌های قدیمی به همراه انفعال جامعه، مشخصاً در سال 1348 و تحت تأثیر مبارزات چریکی آمریکای لاتین منجر به روی آوردن بخشی از نیروهای چپ به استراتژی مبارزه‌ی مسلحانه و ظهور سازمان‌های چریکی تحت عنوان  جنبش انقلابی نوین  شد. این گروه‌های چریکی اما هرگز نتوانستند به عمده‌ترین اهداف سیاسی خود یعنی لطمه زدن به روحیه‌ی نیروهای دولتی، تضعیف آن‌ها به طرق مختلف و تشویق مردم ستمدیده به سازماندهی و دست زدن به فعالیت‌های سیاسی برسند. چریک‌ها به کلی از مردم و  خلقی  که به نامشان فعالیت می‌کردند جدا ماندند. این گروه‌ها اغلب اراده‌گرا بودند. برای مثال صفایی فراهانی می‌نویسد:  سازمان‌دهندگان محافل چریکی نیازی به داشتن هیچ‌گونه گواهینامه یا عنوان(سیاسی) گذشته ندارند. ایمان و پشتکار و برنامه‌ی انقلابی آن‌ها زیر بنای چنین محافلی را به وجود می‌آورد.  تأکید گروه‌های چریکی بر امکانات عمل مسلحانه به عنوان تبلیغ هم نوعی متافیزیسم بود. از سوی دیگر سکتاریسم روی دیگر سکه‌ی پوپولیسم چپ سنتی بود. مخفی کاری، بن بست در مبارزات و عدم ارتباط با پویه‌ی اجتماعی از مهم‌ترین عوامل بروز این سکتاریسم بودند.

اما تهمت سکتاریسم که امروزه از سوی برخی از گرو‌ها به ویژه دفتر تحکیم به دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب زده می‌شود، معنایی جز انحصارطلبی خود آن‌ها ندارد. چرا که شکل‌گیری و گسترش تشکل‌ها و نیروهای رادیکال و توده‌ای تنها به معنای کمرنگ شدن و انزوای این گروه‌های اپوزیسیون نما است. سکتاریسم مترادف با مرزبندی سیاسی نیست؛ بلکه سکتاریسم آن نوع مرزبندی است که در فضایی انتزاعی و گسسته از پویه‌ی اجتماعی و بیگانه با جنبش‌های اجتماعی روی دهد. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب ضمن آن که مرزبندی قاطع خود را با هر نیرویی که بخواهد سرنوشت و زندگی میلیون‌ها انسان را به هر شکلی به بازی بگیرد و نیز با هر گونه رفرمیسم در لوای مارکسیسم اعلام می‌دارند، در همین حال روز به روز و لحظه به لحظه مکانیزم‌های اجتماعی شدن را می‌جویند و ارتباط خود را با جنبش‌های کارگری و زنان مستحکم می‌سازند. دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب به رادیکالیسم بالقوه‌ی جنبش زنان و به ویژه جنبش کارگری در پدید آوردن انقلاب اجتماعی آتی باور دارند و هماره از مطالبات این دو جنبش به هر شکل ممکن حمایت کرده و می‌کنند. بارزترین تبلور این خواست اجتماعی شدن را می‌توان در تأکید و دفاع سرسختانه‌ی دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب از تأسیس تشکل مستقل دانشجویی یافت. اشاره به یک مقایسه‌ی موردی هم در این‌جا خالی از لطف نیست. آن‌جا که چپ سنتی در برابر نظامی شدن فضای جامعه به مبارزه‌ی مسلحانه متوسل می‌شود(صفایی فراهانی می‌نویسد :  ما تردیدی نداریم که در برابر رژیمی[رژیم شاه] که اساساً دیکتاتوری نظامی است هیچ راه مقابله‌ی سیاسی، به جز از طریق مبارزه‌ی مسلحانه ممکن نیست ) دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب شعار  دانشگاه پادگان نیست  را سر می‌دهند و راه تحقق این شعار و مقابله با میلیتاریزه شدن فضای دانشگاه و جامعه را تشکل‌های مستقل و توده‌ای می‌دانند.

 

4-      دموکراسی: چپ سنتی نه تنها مطالبات دموکراتیک را از مطالبات سوسیالیستی به کلی منفک می‌کرد، بلکه دچار این اشتباه فاحش بود که خرده‌بورژوازی(و نه طبقه‌ی کارگر) را عامل پیشبرد تحول دموکراتیک می‌پنداشت. این گونه بود که به تقریب تمامی سازمان‌های چپ سنتی شاید فقط به جز سازمان پیکار و گروه اشرف دهقانی حمایت خود را از جمهوری اسلامی بخشاً بدین نحو توجیه می‌کردند که این حکومت توسط خرده بورژوازی تشکیل شده و لذا قابلیت دموکراتیک ساختن نظم سیاسی جدید را دارد. برای مثال حزب توده طرفدار عمده‎‌‌ی نظریه‌ی راه رشد غیر سرمایه‌داری و نقش خرده بورژوازی در انقلاب دموکراتیک ملی بود.همین حزب هم بود که ایده‌ی روحانیت مترقی را مطرح و از آن دفاع کرد. این گونه بود که پس از انقلاب در این سو جوانه‌های خودروی دموکراسی نظیر شوراهای کارگری، مبارزات خود مختاری جویانه‌ی کردها و تظاهرات و فعالیت‌های سازمان‌های زنان وصله‌ی چکمه‌ی شب‌نهادان می‌شد و در آن سو احزاب و سازمان‌های چپ سنتی با تئوری‌های مغلوط و پراتیک کورکورانه‌شان به تثبیت حاکمیت ارتجاع یاری می‌رساندند.

 و باز هم نگاهی به جریان 2 خرداد. این اصلاح‌طلبان‌اند که با بهره‌گیری از چند سال فضای اختناق حاکم، آمده‌اند تا با تقلیل آزادی به دموکراسی و آن هم سترون‌ترین شکل آن یعنی دموکراسی پروسه‌ای هانتینگتونی، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی را به طبقه‌ی کارگر و مردم ایران حقنه کنند. انحصارطلبانی که رشد هرگونه جنبش آزادی‌خواهانه حقیقی و رادیکال ناقوس مرگ آنان را می‌نوازد. هم اینان بودند که در دوره‌ی زمام‌داریشان فاجعه‌ی کشتار کارگران معدن مس خاتون آباد را آفریدند. و باز اینان بود که با مشاهده‌ی بازخیزش چپ در دانشگاه‌ها بانگ وااسلاما سر دادند که انجمن اسلامی جای مارکسیست‌ها نیست. اینان که خود عاملان سینه چاک سرکوب و تصفیه‌ی دانشجویان چپ در دهه‌ی 60 بودند این‌بار هم پس از موج گسترده و بی‌سابقه‌ی دستگیری دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب ماسک تساهل و تسامح خود را بردریدند و از بازتاب کوچک‌ترین خبری در رسانه‌هایشان خودداری کردند به این بهانه که انتخابات نزدیک است و بازتاب این اخبار هزینه بر.



دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب اما نشان دادند که نه آزادی را به دموکراسی تقلیل می‌دهند و نه به آزادی بدون برابری باور دارند. همین دانشجویان‌اند که مصرانه بر لزوم تأسیس تشکل‌های مستقل به ویژه در عرصه‌های دانشجویی و کارگری پای می‌فشرند، در برابر حمله‌ی نظامی و دموکراسی‌های به اصطلاح وارداتی سرسختانه می‌ایستند و دموکراسی را تنها به عنوان حاکم کردن اختیار مردم بر سرنوشت خویش می‌شناسند و می‌طلبند. آنان ضمن اعتقاد و دفاع مبرم از آزادی‌های دموکراتیک نظیر آزادی بیان و حق تأسیس تشکل‌های مستقل بر خلاف چپ سنتی، طبقه‌ی کارگر و نه خرده‌بورژوازی را عامل اصلی پیشبرد دموکراسی می‌دانند و تحقق کامل دموکراسی را در سوسیالیسم می‌جویند.   
</description>
			<category>مطالب - مقالات</category>
			<pubDate>Sat, 08 Mar 2008 12:42:02 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>حمایت دانشجویان کردستان عراق از دانشجویان آزادی ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7/-20080307403.html</link>
			<description>دانشجویان دانشگاه های سلیمانی و چمچال کردستان عراق طی یک بیانیه که به امضای 272 نفر از دانشجویان رسیده است حمایت خود را از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران اعلام کرده و اعتراض خود را نسبت به اقدامات سرکوبگرانه ی حکومت ابراز داشتند. متن این بیانیه بدین شرح است :
 
پشتیبانی از دانشجویان دانشگاه های ایران


 دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های تهران، اصفهان، تبریز،کرمانشاه، همدان، مشهد، سنندج و الخ .....  به مناسبت روز دانشجو مثل همیشه برای اعتراض به سرکوب و بی حقوقی محض با شعار های  آزادی ، برابری  ، دانشگاه پادگان نیست و  نه یه جنگ  ، دست به تظاهرات و اعتصاب زده اند که تا به حال ادامه دارد .

در برابر این تظاهرات و اعتصابات و شعارهای برحق، جمهوری اسلامی اقدام به دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و مبارز کرده است.

ما دانشجویان دانشگاه های  سلیمانی و چمچمال، همزمان که از خواسته های دانشجویان ایران حمایت میکنیم، شیوه های سرکوبگرانه ی جمهوری اسلامی را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری دانشجویان رندانی هستیم .

 </description>
			<category>مطالب - بیانیه ها و اطلاعیه ها</category>
			<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 16:09:42 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>اطلاعیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در رابطه ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85/-20080307402.html</link>
			<description>
تا به حال بارها به شکنجه ها و فشار های جسمی که در این مدت در بند 209 زندان اوین به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وارد آمده اشاره کردیم . اکنون قصد داریم لیست دقیقی از شیوه های مختلف شکنجه های جسمی که در این مدت به رفقای ما وارد شده است را در اینجا منتشر کنیم، باشد تا افکار عمومی و نهاد های بین المللی و همه ی انسان های آزادی خواه و برابری طلب به صورت دقیق و مستند از اعمال ضد انسانی جمهوری اسلامی بر علیه زندانیان سیاسی آگاه شوند. لیستی که در اینجا منتشر میشود لیست شکنجه هایی است که در این سه ماه که از دستگیری رفقای ما میگذرد بر آنان اعمال شده است . 

1 -  فرو کردن اجسام سخت در گوش


2 – قرار دادن پایه صندلی روی کمر و پنجه های پا هنگام بشین و پاشو اجباری (در حالیکه بازجو روی صندلی نشسته است)


3 -  دست بند قپانی : در این شیوه دست های رفقا را از پشت (یکی از پایین و یکی از بالا به هم رسانده و دست بند میزدند و از محل به هم رسیدن دست ها آویزان میکردند ودر بعضی موارد به شدت بالا و پایین میکشیدند تا درد بیشتری وارد شود حتی برای بیشتر شدن فشار در چند مورد بازجوها به رفقا آویزان میشدند .


به کار بردن این شیوه باعث درد شدید کتف ها و مچ دست ها میشود که در این مدت باعث یک مورد در رفتگی کتف نیز شد .


4 – وصل کردن برق و شوک الکتریکی به تمام نقاط بدن حتی نقاط حساس جنسی

5 – ضرب و شتم در اتاق سفید بازجویی


6 – ضرب و شتم با چشم بند و در اتاق تاریک بازجویی


7 – برهنه کردن و آزار و اذیت جنسی


8 – قرار دادن چوب بین انگشت ها و فشار مداوم انگشتان 
9 - بی خوابی دادن که در مواردی به سه شبانه روز هم میرسید
10 – ضرب و شتم و سیلی و کابل نیز جزو شکنجه های عادی این مدت محسوب میشود



 

همچنین اثراتی که این شکنجه ها بر جای گذاشته اند از این قرار است :


خونریزی و ناشنوایی گوش، خونریزی مقعدی، خونریزی داخلی (روده)، دردهای شدید کمر، پا و گردن، در رفتگی کتف و همچنین سردردهای مزمن .


لازم به ذکر است که مقدار و درجه ی شکنجه ها برای همه به یکسان نبوده و بسته به شرایط و موقعیت هر کدام از رفقا، شکنجه ها از شدت و حدت متفاوتی برخوردار بودند .


همچنین لازم است به این نکته نیز اشاره شود که تعداد زیادی از رفقا در هنگام دستگیری شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفتندکه در بعضی موارد منجر به آسیب های جدی از جمله شکستگی سر و انگشت شد .
</description>
			<category>مطالب - مطالب مهم</category>
			<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 06:40:01 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>اخراج رفیق مهدی الله یاری از خوابگاه</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080307401.html</link>
			<description>
«مهدی الله یاری» از رهبران جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب که به تازگی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است، در اولین روز حضورش در دانشگاه با حکم اخراج از خوابگاه روبرو شد. کمیته ی انضباطی دانشگاه شریف برای بار دوم این حکم را صادر کرده است. رفیق مهدی دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی در روز 17 آذر در حین خروج از دانشگاه دستگیر شد که با ضرب و شتم شدید همراه بوده است و قریب سه ماه گذشته را در بند 209 زندان اوین به همراه رفقای دیگر در حبس بوده است. رفیق مهدی در سال 81 نیز 21 روز را در این بند به سر برده است. این واکنش دانشگاه را میتوان در راستای ادامه ی روند سرکوب دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تلقی کرد .
 
</description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 05:59:14 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>فراخوان تجمع و میتینگ در سریلانکا در حمایت از ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080307400.html</link>
			<description>تجمع و میتینگ در سریلانکا در اعتراض به سرکوب دانشجویان ایرانی
 
حزب سوسياليستي برابري خواه و سازمان دانشجويي آن،دانشجويان فرامليتي خواهان برابري سوسياليستي ISSE،در نظر دارند در اعتراض به حكومت ايران براي حبس و تعقيب قضايي دانشجويان چپ تجمع و ميتينگي در كلمبو پايتخت سريلانكا برگزار كنند.
اين تجمع در راستاي ساير فعاليت هاي كمپين بين المللي حمايت از اين دانشجويان كه توسط ISSE آغاز شد،انجام ميشود.
دانشجويان دستگير شده بخشي از دانشجويان موسوم به دانشجويان ازادي خواه و برابري طلب هستند،اين گروه در ماه دسامبر تجمعي را در محكوميت نقشه امريكا براي جنگ با ايران و در مخالفت با تمام جناحين حاكميت در ايران برگزار كرد كه در پس آن بيش از 45 دانشجو بعد از تجمع و 10 دانشجوي ديگر در روز 15 ژانويه دستگير شدند.
هرچند بعضي از دانشجويان با قرار وثيقه آزاد شدند،اما براي بعضي از آنها پرداخت اين قرارها كه بين80 تا 400 هزار دلار است،مشكل بوده است و براي بعضي نيز وثيقه صادر نشده است.از جمله براي بعضي از دانشجوياني كه به عنوان اعضاي كليدي شناخته شده اند و آنان همچنين از هرگونه تماسي با خانواده و آشنايان خود محروم بوده اند.
با توجه به سخنان دانشجويان آزاد شده،دانشجويان زنداني مورد شكنجه واقع شده اند از جمله:مورد شوك الكتريكي،شلاق خوردن و شكنجه هاي جنسي واقع شده اند.تمامي اين دانشجويان تحت تعقيب قضايي هستند كه ممكن است براي آنها زندان هاي طولاني مدت،محروميت از تحصيل و ساير حكم ها را در پي داشته باشد.
در حال حاضر حداقل 7 دانشجو در اوين هستند،اسامي آنها بدین شرح است : بهروز کریمی زاده، علی کانتوری، امین قضایی، بهزاد باقری، پیمان پیران، فرهاد حاجی میرزایی و مرتضی خدمتلو . میرزایی،از فعالين سنندج،احتمالا در زندان مخوف تحت شديدترين شكنجه ها قرار دارد.يكي از افراد آگاه در اين زمينه اعلام كرده است كه دانشجويان نگران اين هستند كه میرزایی در زندان كشته شود .  SEPو ISSE خواهان آزادي سريع و بي قيد و شرط همه دانشجويان و لغو تمامي اتهامات عليه آنها هستند.
در روز 15 مارس SEP و ISSE، نامه اي را مبني بر خواست آزادي دانشجويان به سفارت ايران در كلمبو ارائه ميدهند.
تظاهرات براي آزادي دانشجويان در مقابل ايستگاه مركزي راه آهن شهر كلمبو،در 10 مارس ساعت 4 بعد ظهر برگذار مي شود و بعد از آن در ساعت 6 ميتينگي در بوی اسکات هال – جنب دفتر مرکزی بانک مردم – کلمبو 2 برگذار ميشود.
ما همه مخاطبان و حاميان خود را به شركت در اين تجمع و ميتينگ فرا مي خوانيم.

 
Demonstration and meeting in Sri Lanka to protest prosecution of Iranian students
 
 
The Socialist Equality Party and its student organization, the International Students for Social Equality (ISSE) will hold a demonstration and a public meeting in Colombo, Sri Lanka, to protest the Iranian government’s detention and prosecution of more than 40 left-wing students. The demonstration is part of an international campaign initiated by the ISSE.
Those arrested are part of the group Students for Freedom and Equality. In December, the group organized an independent demonstration to denounce US war plans against Iran, while also opposing all factions of the Iranian political establishment. More than 30 students were arrested after the demonstration, and another 10 were arrested on January 15.
Although some students have been released on bail, others have been unable to meet the extremely high bail fees ranging from $80,000 up to $300,000. Some students, particularly those alleged to be the leaders of the group, have not been given the option of bail. They have been prevented from making any contact with friends or family outside of prison.
According to those who have been released, the students have been subject to torture, including electrical shocks, beatings, and sexual abuse. All the students face prosecution, which may result in lengthy jail times, expulsion from school, or other forms of punishment.
At least seven students are still languishing in prison. They are: Behrouz Karimizadeh, Ali Kantouri, Amin Qazaiee, Behzad Bagheri, Peyman Piran, Farhad Haji Mirzale and Morteza Khedmatloo. Mirzale, an activist from Sanandaj, capital of Iranian Kurdistan, may be under severe torture at the notorious Evin Prison. A person familiar with the situation said there is concern among the students that Mirzale might be killed in prison. The SEP and the ISSE demand the immediate and unconditional release of all the arrested students. All charges against them must be dropped.
On March 10 the SEP and ISSE will be submitting a letter demanding the release of the students to the Embassy of the Islamic Republic of Iran, 5, Independence Avenue, Colombo 7.
The demonstration to demand the release of the students will be held in front of the main fort railway station in Colombo, on March 10, at 4:00 pm. After the demonstration, a meeting will held at 6 pm in Boy Scout Hall, behind the Peoples Bank Head Office, Colombo 2.
We encourage all our readers and supporters to participate in the demonstration and the meeting
 
http://wsws.org/articles/2008/mar2008/demo-m07.shtml
 </description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 03:20:06 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>اخباری در رابطه با سعید فیض الله زاده</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080306391.html</link>
			<description>سعید فیض الله زاده از فعالین دانشجوئی دانشگاه علامه در روزهای اخیر دستگیر و به بند 7 زندان اوین منتقل شده است. فیض الله زاده روز سه شنبه 14 اسفند به دادگاه انقلاب برده شد و مورد بازپرسی قرار گرفت. شاکیان خصوصی او صدر الدین شریعتی آخوندی که در حال حاضر رئیس این دانشگاه است و دانشگاه را به پادگان تبدیل نموده و شخصا تمام فعالیتهای دانشجویان را به وزارت اطلاعات گزارش می دهد و فرد دیگری بنام سیدی که رئیس حراست دانشگاه علامه است.
هنگامی که سعید فیض الله زاده را به دادگاه انقلاب آورده بودند دهقان معاون حراست دانشگاه علامه در آنجا این فعال دانشجويی را مورد اهانت قرار داد و حتی قصد درگیری فیزیکی با او را داشت. دهقان یکی از عناصر سرکوبگر این دانشگاه است و در جریان اعتراضات دانشجویان به آنها حمله ور می شد و آنها را مورد اهانت قرار می داد.
از سوی دیگر تعدادی از دانشجویان به شریعتی رئیس دانشگاه علامه می گویند که یکی از دانشجویان این دانشگاه دستگیر و در زندان اوین بسر می برد. شریعتی در جواب آنها می گوید: اصلا من دانشجوئی ندارم که در زندان اوین باشد چنین چیزی را قبول ندارم. این در حالی است، که شریعتی یکی از شاکیان خصوصی سعید فیض الله زاده است.
روز چهارشنبه 15 اسفند به این فعال دانشجويی اطلاع داده شد که پنجشنبه 16 اسفند قصد دارند مجداد او را به دادگاه انقلاب ببرند.</description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Thu, 06 Mar 2008 07:54:04 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>تحصن دانشجویان دانشگاه شهید رجایی  </title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080305387.html</link>
			<description>دانشجویان دانشگاه شهید رجایی در روز سه شنبه ۱۴ اسفند ماه اقدام به برپایی تجمع نمودندُ دانشجویان با سر دادن شعارهای مسیولین اداره امور فرهنگی باید اخراج گردند و  فرمانده پادگان این آخرين پيام است جنبش دانشجويي آماده قيام است . در محوطه دانشگاه و همچنين برپايي تريبون آزاد خواستار تحقق خواسته هاي خود شدند.شايان ذكر است كه با روي كار كار آمدن مسئولين اداره امور فرهنگي در دوران رياست دكتر حق اللهي تمامي فعاليت هاي فرهنگي دانشجويان به حالت تعليق در آمده و فضاي فرهنگي دانشگاه به سمت خفقان شديد رفته است و مجوز هيچگونه برنامه فرهنگي در دانشگاه به دانشجويان داده نمي شود.در اين تجمع بيانيه تمامي كانون هاي فرهنگي دانشگاه تئاتر موسيقي و ....   در اعتراض به وضع موجود خوانده شد.همچنين دانشجويان در اواسط برنامه به ساختمان اداري دانشگاه رفته و شعارهاي اعتراضي سردادند.و جالب است كه در ساختمان اداري عده اي ناشناس در حال فيلمبرداري از دانشجويان بودند.اين تجمع ۲ ساعث به طول انجاميد و همچنين شعارهايي در اعتراض به وضعيت رفاهي و صنفي دانشجويان نيز سر داده شد.</description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 15:24:15 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>پشتیبانی فعالان فوروم اجتماعی اروپا از دانشجویان ...</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080305386.html</link>
			<description> 

 بیانیه همبستگی با فعالان دانشجویی چپ زندانی در ایران  
 
  ما همیشه در مقابل تهدید نظامی ایران و دخالت قدرتهای بزرگ غربی در تعیین سرنوشت مردم قاطعانه ایستاده و مبارزه کرده ایم . همزمان با آن از رشد و قوی شدن جنبشهای اجتماعی و دخالت جامعه مدنی در ایران شادمان شده ایم . آن گونه که زنان ایران برای حقوق خود می رزمند ، آن گونه که کارگران حقوق اجتماعی را مطالبه می کنند و آن گونه که دانشجویان وجوانان برای آزادی و برابری اجتماعی می جنگند ، برای ما شادی آور بوده است . 

  با نگرانی تمام از سرکُوب دانشجویان در ماههای گذشته مطلع شدیم . این انسانهای جوانی که آزادی و برابری اجتماعی را بر پرچم خود نوشته اند ، نه تنها برای ایران بلکه امیدهای همه خاورمیانه و هم چنین برای ما به عنوان جامعه جهانی انسانی هستند . 

   ما موج دستگیری دانشجویان چپ در ایران را محکوم می کنیم . 

   ما خواهان آ زادی فوری همه این فعالان هستیم.

مبارزه برای آزادی و برابری اجتماعی جرم نیست !
   
امضاء کنندگان :
آنجلا کلاین                         
         مارش اروپایی و سر دبیر مجله سوسیا لیستی - آلمان
دبورا ریگینی                        
        اتک آلمان
هوگو  براون                         
         اتک آلمان
کارلا   کروگر                         
       اتک آلمان
مارتین میتر هوی زر                       قدرت کارگری آلمان
ولفگانک  پوم رن                           روزنامه نگار برلین
ما تیس   دتیمان                        
      اتک آلمان – برلین
ساندرا   باسکه                               فوروم لایپزیک – آلمان
الساندرا مکوزی                         
    FIOMاتحادیه فلز- ایتالیا
لوبی جیا   پاسی                          
   سُل اینتر کا تگوریال - میلان ایتالیا
مارکو  برلینگوئر                     
       ترانسفورم ایتالیا - رم
پی پرو پاترانسینی                    
       FLC-Callایتالیا – رم
رافا ئلا  بولینی                        
       Arciایتالیا- رم
تورد   بیورک                         
       دوستان زمین – سوئد . کریستیان اشتاد
سوفیا  کیلاین                        
          اتک سوئد – استکهلم
اِ لی سی  جوات                          
    دوستان زمین – سوئد . مالمو
گوویله  آردن                                 اتک سوئد . مالمو
سان  آندرسون                       
         اتک سوئد . استکهلم
آرزیل   باکال                         
        فوروم اجتماعی اپسالا – سوئد
آندریاس  بل دوسکی                        اتک آلمان . لوبک
میروسلاو  پروکِش                          فوروم اجتماعی چک . پراک
پاول   کلیم                          
          فوروم اجتمماعی اکرائین . کیف
آرما   پوپوویچ                       
        فوروم اجتماعی اکرائین . کیف
اریک   رودریگو                       
    فوروم اجتماعی مادرید. اسپانیا
هرمان  دورژاک                        
    فوروم اجتماعی اتریش. وین
یانیس   موپاسیس                       
    شبکه دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی. یونان
آنا ستازیا  تئودورا کوپولا                فوروم اجتماعی یونان . آتن
لوکیا  کوترواکی                      
      شبکه دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی یونان. آتن
سی سی   وُوُن                         
     فوروم اجتماعی یونان و مارش جهانی زنان . آتن
پانا یونیس  یولیس                          فوروم اجتماعی یونان . آتن
رُوز  فینا                          
           شبکه دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی یونان . آتن
یانیس   فله کی                              شبکه دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی یونان
سوفی   ظفری                              FSU فرانسه . پاریس
دیوید  نپلر                          
         یوتوپیا . فرانسه
کارول  فور                           
     CIFS پاریس. فرانسه
دلماس  شانتل                              Espace   Marxفرانسه . پاریس
فرانسوا  نویا                                CIFSفرانسه پاریس
پی یر  خل فا                            
    آتک فرانسه . پاریس
فردریک   ویته                           آتک فرانسه . پاریس
دِ    ژیانل                                  FSU فرانسه . پاریس
ژ   پال لین                                 FSUفرانسه . پاریس
گورگ  گورل                            فوروم اجتماعی ترکیه . آنکارا
امین  ویسا ل                            فوروم اجتماعی ترکیه . آنکارا
مایک   آرنوت                             TUCداندی . داندی انگلستان
آر   جی کین                             فوروم اجتماعی ویلز. کاردیف انگلستان
تومای   آیسلر                             Red-Greem Allianceدانمارک
خِوزه   اگبرون                            ESK-BASQUEبیلبا ئو
ماتیاس  به نیک                          اتک مجارستان . بوداپست
رنه   تسایتس                        
      Kommuja(شبکه کمونهای سیاسی ) ویسمار . آلمان
پدرام  شهریار                             اتک . آلمان</description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 14:50:20 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>ادامه اعتراضات دانشجویان دانشگاه هنر تبریز</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/-20080305385.html</link>
			<description> 
دانشجویان معترض دانشگاه هنر تبریز در ادامه ی اعتراضات خود در روز سه شنبه 14/12/86 طی حرکتی نمادین اعتراض و همبستگی خود را اعلام کردند. این دانشجویان علاوه بر ا عتصاب غذا برای نشان دادن اعتراض خود به حرکتی جالب دست زدند . 
این حرکت که پایه گذار آن چند تن از دانشجویان بودند به سرعت همه گیر شد و عده بسیار زیادی از دانشجویان در آن شرکت کردند.
سنگهایی که در کیسه های پلاستیکی قرار داده شدند و در حیاط دانشگاه قرار گرفتند.
خلق این اثر هنری که خالق آن همه دانشجویان این دانشگاه بودند تا روز چهار شنبه نیز ادامه یافت و تقریبا تمام حیاط را پوشاند .
تماس تلفنی از دانشگاه هنر تبریز با خانواده چند تن از دانشجویان 
مسئولین این دانشگاه طی تماسهای تلفنی با خانواده های تعدادی از دانشجویان آنان را ترسانده و تهدید کردند.
لازم به ذکر است که طی این تماس ها مسئولین دانشگاه به هر دروغی متوسل شدند تا خانواده های دانشجویان را از ادامه یافتن اعتراضات بترسانند . </description>
			<category>مطالب - آخرين اخبار</category>
			<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 14:30:41 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>از صدايي ميان صداها تا رساترين فرياد!</title>
			<link>http://azady-barabary.org/%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/-20080304380.html</link>
			<description>
 
 چند سال پيش كتابي از مارشال برمن به نام تجربه مدرنيته در ايران منتشر شد كه تصوير متفاوتي از ماركس ارائه مي داد.ماركسي كه تاملاتش در باب دنياي مدرن هنوز الهام بخش است.اين واكنش بخشي از واكنش دنياي فكري پس از جنگ سرد به ماركس را نشان مي داد.اما باي ما كه ماركس را با كتاب هاي جلد سفيد شناخته ايم(به همت حزب توده!) اين تصوير جدد شايد چندان قابل هضم نبود.نشانه اش آنكهپس از گذران يك موج پست مدرنيسم و ساختارشكني پرچم هاي سرخ بار ديگر در دانشگاه ها به احتزاز در آمد.  [1]


 
ليبراليسم نسبت به حضور دوباره نيروهاي چپ در دانشگاه واكنشي هيستريك از خود نشان داد.گويي ليبراليسم با امري غير منتظره روبرو شده و گيج و مبهوت از اينكه دوباره دشمن قديمي-كه به خيال خودش به تاريخ پيوسته بود-موي دماغش شده،به دنبال دفع فتنه است.ليبراليسم نيروهايش را بسيج مي كند.صف تئوريسين هاي مزد بگير،از محمد قوجاني-طرفدار پروپاقرص  سابق آزادي بيان و انديشه و جامعه چند صدايي-تا بابك احمدي-روشنفكر ژرف انديشي كه با مصلحت انديشي هايش همواره راه درست را نشان داده-پيوندي مقدس با حاكميت براي سركوب اين خدانشناسان برقرار مي كنند تا براي لحظاتي همگانچشمان خود را ببندند،شعار آزادي بيان و اديشه را فراموش كنند،تا نداي منحوس آزادي خواهي و برابري طلبي خفه شود.

با وجود  اين ليبراليسم بايد جوابگوي افكار عمومي نيز باشد.بايد توضيح داده شود،چرا اين  دگم انديشان به دانشگاه ها بازگشتند؟مطابق معمول ليبراليسم،حضور دوباره نيرو هاي چپ در دانشگاه را تحليل مي كند.تئوريسين هاي ليبراليسم،علت اين مصيبت را سرسري خواندن ماركس و جو گرفتگي!! مي دانند.آنان معتقدند: نسل جديدي از سوسياليست ها كه بهتر است به آنها لقب سوسول سوسياليست بدهيم ،همان طبقه متوسطي كه چون تاريخ ملي اش را نخوانده و قهرمانانش مرده اند و در پي  قهرمان گمشده اش مي گردد كه امروزين باشد و مد روز و خوش قيافه و موضوع گفت و گوهاي عاشقانه رو به سوي ارنستو چه گوارا مي برد و روي تي شرت و پوستر و مجله و ديوار خانه او را بت خويش مي سازد. [2]تحليل ليبراليسم بنا به ماهيتش فرمال و روبنايي است.ليبراليسم چپ گرايي جديد را ،مدي جديد مي داند.آن را معلول  سرسري خواندن ماركس  مي داند.ليبراليسم به ناچار تحليل رواني از چپ گرايان مي كند چون نمي تواند تحولات اجتماعي،كه نياز به مطرح شدن يك آلترناتيوچپ را الزامي مي كند،درك كند.ليبراليسم نمي تواند درك كند كه عروج راديكاليسم تا چه حد مدلول عدم ارضاي مطالبات راديكال جامعه توسط چارچوب هاي نظري اش،و پروژه هاي سياسي رنگارنگش-از دوم خرداد گرفته تا انقلاب مخملي و دخالت خارجي- است.پروژه هايي كه به رغم تنوع و  حتي تضادشان،همگي در يك امر اشتراك دارند:عدم دخالت مردم در تغيير فرماسيون اجتماعي!!و به همين دليل هيچكدام حتي گامي در راستاي طرح مطالبات راديكال جامعه بر نميدارند.

تضاد هاي ذاتي گفتمان ليبراليسم،باعث شكست خوردن در تحقق مطالبات جامعه مي شود.مطالباتي كه هر روز راديكالتر ميشود ئ با رشد آگاهيش ،ناتوان بودن ليبراليسم در تحقق اين مطالبات را بيشتر در ميابد.اينجاست كه چپ راديكال به عنوان تنها نماينده واقعي راديكاليسم مطرح مي شود.و شعار  آزادي،برابري نماينگي راديكالترين نيروهاي جامعه را در دست مي گيرد.

برگزاري آكسيون 13 آذر،توسط  دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب نشاندهنده گسترش راديكاليسم در سطح جامعه است.راديكاليسمي كه ديگر در چارچوب ليبراليسم نمي گنجد.راديكاليسمي كه ديگر دفتر  تحكيم وحدت  را به عنوان سخنگوي خود نمي پذيرد.راديكاليسمي كه آگاهانه،عقب نشيني دفتر تحكيم وحدت را از مواضع راديكال نظاره مي كند.

خيانت نيروهاي ليبرال (و در صدرشان دفتر تحكيم وحدت)به مطالبات راديكال و اوج گيري چپ راديكال نشاندهنده تحولاتي است،كه كه به ناچار و بنا به خصايل ذاتي ليبراليسم و ماركسيسم ،وزنه قدرت را به طرف دوم نزديك مي كند.چرا كه  چپ راديكال،با در دست گرفتن پرچم راديكاليسم و با ايستادگي در برابر همه نيروهاي سازشكار ،به همه نشان داد كه بر خلاف تحكيم وحدت و ديگر نيروهاي راست،بر سر مطالبات جامعه ،حاضر به  معامله با حاكميت نيست!!!

و درست در همين مقطع ،كه تمامي نيروهاي راست به خواست هاي حاكميت تن داده اند،حاكميت چپ راديكال را به عنوان تنها نيروي واقعا مقاوم شناسايي مي كند و دست به سركوب مي زند.بازداشت بيش از60 تن از  دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب در جريان برگزاري مراسم 13 آذر نشاندهنده همين مسئله است.امري كه در سالهاي گذشته در بين جريانات دانشجويي بي سابقه بوده است.

اما اين سركوب نيز شكست خورد.زيرا حاكميت نيز توان درك ريشه دواندن راديكاليسم چپ در جامعه را ندارد.او به خيال خود با بازداشت دانشجويان چپ،مي تواند فرياد  آزادي،برابري  را  خفه مي كند.ولي درست در همين زمان با خيل عظيمي از نيروهاي راديكال كه حول محور آزاديخواهي و برابري طلبي گرد هم آمده اند،روبرو مي شود.نيروهايي كه با وجود عدم ارتباط سازمان يافته با يكديگر، نشان مي دهند كه تنها  فرياد آزاديخواهي و برابري طلبي است كه گوش حاكمان را كر مي كند .


 
زنده باد آزادي

زنده باد برابري
 

یکی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آزاد شده 



[1]-نشريه شهروند امروز،شماره  20،مقاله  ماركس به روايت ليبرال ها
[2]-نشريه شهروند امروز،شماره 19 ،يادداشت سردبير التقاط جديد،پوپوليسم جاده صاف كن كمونيسم  صفحه 5</description>
			<category>مطالب - مقالات</category>
			<pubDate>Tue, 04 Mar 2008 16:06:26 +0100</pubDate>
		</item>
	</channel>
</rss>
