خانه arrow Articles arrow مقالات arrow محمدزراعتی: بنویسید اعدام، بخوانید قتل
محمدزراعتی: بنویسید اعدام، بخوانید قتل PDF Print E-mail
۱۳ خرداد ۱۳۸۷
Monday, 02 June 2008
  • محمد زراعتی
    خواست لغو اعدام و ممنوعيت قتل نفس هردو از يکجا ریشه مي گيرد، مخالفت با کشتن عامدانه و آگاهانه و با نقشه قبلى کسى توسط کس ديگر. اينکه يکسوى اين قتل يک دولت و يا يک مرجع فائقه سياسى باشد کوچکترين تغييرى در ماجرا نمي دهد. نمی توان پذیرفت که يک نهاد سياسى، جلوى روى مردم، با اعلام قبلى، از قول جامعه، با چهره ای حق بجانب، با کمال خونسردى، تصميم به کشتن کسى بگيرد و روز و ساعت واقعه را هم اعلام کند.
    آری اعدام از قتل عمد هم فجیع تر است چراکه در این جا یک انسان نیست که در شرایط خاصی و غالبا بر اساس ناآگاهی و عدم تسلط بر رفتار خود و هزاران دلیل اجتماعی اقتصادی فرهنگی و مادی و ... دست به کشتن یک انسان دیگر می زند، در این جا یک دستگاه است که با تمام اجزایش، سیستماتیک و برنامه ریزی شده و آگاهانه دست به کشتن انسان ها می زند!

    لازم به یادآوری است وقتی از اعدام سخن می گوییم مرادمان قصاص نیست. به جرات می توان گفت مجازات اعدام ربطى به مساله قتل در جامعه ندارد، چرا که در جهان امروز اعدام فقط کيفر قتل نيست، کيفر سکس غير مجاز، کيفر جاسوسی، کيفر اعتقاد به مرام اشتراکى،     کيفر تشکيل احزاب مخالف، کيفر قاچاق مواد مخدر، کيفر طنز کردن مقدسات، کيفر همجنس گرايى و ... هم هست. آری اعدام تاریخچه خود را دارد، قدمتی به درازای جامعه‌ی دارای حاکمیت، حاکمیتی که یک راه تثبیت حکومت خود را اعدام انتخاب کرد.

    ولی اینکه اعدام راهی برای ارعاب مردم و اجبار آن ها به تمکین دستورات است، اینکه اعدام راهی برای نشاندن مردم بر سر جایشان است از سوی دولت ها پذیرفته نمی شود و آن ها نیز توجیهاتی برای اعمال خود دارند؛ برقراری عدالت، کنترل جرم و جنایت، بازدارندگی، تادیب، ممانعت از اجرای مجدد جرم!، تسلی خاطر بازماندگان و ...

    پیش از هر چیز باید بدانیم که مجازات برای چه صورت می گیرد؟ آیا قصدمان از مجازات خونخواهی و کیفر است و یا اصلاح؟ آیا اصلاح برای همه امکان پذیر است؟ در مقابل مجرمانی! که نمی خواهند به آنچه ما درست می دانیم اعتقاد پیدا کنند (اصلاح شوند) چه باید کرد؟ اگر مراد از مجازات اصلاح است آنگاه اعدام به معنای اصلاح ناپذیر بودن فرد خواهد بود !؟ آیا می توان جان یک انسان را گرفت تا دیگران کار او را تکرار نکنند(بازدارندگی)؟ آیا می توان برای جلوگیری از ارتکاب مجدد جرم توسط یک قاتل او را به قتل رساند ؟! آیا سیستمی که خود عامل رواج خشونت است می تواند از خشونت جلوگیری کند؟ اگر اعدام بخاطر تسکين غم افراد مجاز است، چرا خود قتل به بهانه احساساتى مشابه مجاز نيست؟ به عبارت دیگر چرا یک شهروند نمی تواند انسانی را بکشد اما قانون می تواند؟ دادن حق تصمیم گیری برای جان یک انسان به انسانی دیگر در حالی که در شرایطی بحرانی و احساساتی به سر می برد، عملی عقلانی است؟ در واقع آيا سيستم قضايى کشور بايد بر مبناى خشمى باشد که قربانى حس مي‌کند يا بر مبناى عقل و اين که چه چيزى بطور دراز مدت و در نهايت از نظر اصولى براى جامعه بهتر است؟ زجری که محکوم در مدت صدور حکم تا اجرای آن می کشد در کجای عدالت قرار می گیرد؟ چه کسی ضمانت می کند که احکام صادره از سوی دستگاه قضایی خالی از اشکال است؟ اگر قاضی به اشتباه کسی را محکوم به مرگ کرد باید او را نیز اعدام کرد؟ اگر قاضی دوم در صدور حکم قاضی اول اشتباه کرد؟! ...

    اعدام مجازاتی بازدارنده است؟

    نتایج آزمايش‌هاي کارگاهي با استناد به آمار و تحقيقات صورت گرفته توسط سازمان ها و کشورهای مختلف نشان می دهد که ادعای بازدارنده بودن مجازات اعدام به هیچ وجه قابل اثبات نیست. به عنوان نمونه می توان به پژوهشی که در سال 1988 به در خواست سازمان ملل دراین ارتباط انجام گرفته اشاره کرد. این تحقیق در سال 1996 مورد بازنگری قرار گرفت، در این گزارش می خوانیم : ” .... پژوهش نتوانسته شواهدی علمی بیابد که نشانگر بیشتر بودن اثر بازدارندگی مجازات اعدام نسبت به حبس ابد باشد. بعید است که بتوان در آینده نیز چنین شواهدی یافت. هنوز کلیت شواهد به هیچ وجه پشتیبان فرضیه‌ی بازدارندگی مجازات اعدام نیست.“ در ادامه این گزارش آمده است‌که ”اساس حقیقت بازدادندگی افزایش احتمال کشف، دستگیری و محکومیت است. مجازات اعدام مجازات سختی است اما اثر سختی بر ارتکاب جرم ندارد ”.*

    تحقيقاتي كه در ایران توسط دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر در همین زمینه انجام گرفته است نیز صراحتا موید همین مطلب است:

    1. با اجراي حكم اعدام باندهاي قاچاق مواد مخدر از بين نرفته اند و فقط فرد مجرم حذف شده است و با حذف وي ديگري جايگزين او شده است. 2. اجراي حكم اعدام بر وضعيت خانواده مجرمان موثر بوده و آن را بدتر كرده است. 3. اجراي حكم اعدام احساس تعلق اجتماعي اعضاي خانواده فرد معدوم را كاهش داده است. 4. اجراي حكم اعدام روابط اجتماعي خانواده معدوم را دچار تغيير كرده است. 5. پاسخ خانواده‌هاي معدومين به اين سئوال كه آيا اجراي حكم اعدام عادلانه بوده، منفي بوده است.**

     چه باید کرد؟

    وظیفه جامعه نه حذف فیزیکی مجرم بلکه دستيابي به علل وقوع جرم است؛ تا پس از شناسايي اين علل و رفع آنها به اصلاح مجرم همت گمارد. باید باور کنیم براي دردهاي اجتماعي درمان هاي اجتماعي لازم است.  باید باور کنیم که عواملی بسیاری در وقوع جرم موثر اند:

    فقر، جهل، بيسوادي و بيکاري، عوامل محيطي، عوامل خانوادگي، عوامل زماني، عوامل اجتماعي، عوامل سياسي و فرهنگي، عوامل مذهبي و عوامل فردي از جمله [اجراي مجازات نامتناسب و رفتار نامتناسبِ افرادي که در زندگي روزمره تحت قدرت بيشتر توانسته اند متهم را مرعوب نمايند].

    با در نظر گرفتن این عوامل، مجازات مجرم و اعمال شکنجه و خشونت در حق وي تجويز داروي غير موثر است، چرا که در جامعه اي سالم و مترقی مبارزه با مجرم بدون در نظر گرفتن عوامل موثر در وقوع جرم، مبارزه با معلول بوده و نه مبارزه با علت. لذا در چنين جوامعي سعي مي شود حتي المقدور عوامل فوق مرتفع و يا کاهش يافته و از طرفی با انتخاب راهکارهاي علمي پيشگيرانه، از وقوع جرم جلوگيري گردد.  جامعه باید در کنار این که برای حفظ جامعه مجرم را جدا از جامعه نگاه می دارد و مجازات متناسبی برایش تعیین می کند (مجازاتی نه لزوما حبس ابد که خود به نوعی سلب کننده حق حیات آزاد در اجتماع است) شرایطی را مهیا کند که بسترهای ایجاد این نوع آدم ها (که مجرم نامیده می شوند) از بین برود.

    باری باید تلاش کرد قبح کار مجرم را به او فهماند، بدون آنکه حتى لازم باشد آزادى اش را هم از او سلب کرد.

     ================================

    * گزارش سازمان عفو بین الملل درباره اعدام- سال 2005

    ** شماره ۱۰۷ روزنامه شرق - دوشنبه ۱۵ دي ۱۳۸۲

 
< Prev   Next >