|
سارا خادمی: ایدئولوگهای بورژوای ایران ادعا
میکنند گویا در نتیجهی اقداماتی که از زمان آغاز اصلاحات ارضی در سال
1341 و در ادامهی این روند تا به امروز صورت گرفته در ایران طبقات و
تضادهای طبقاتی تا حد زیادی از بین رفتهاند و مبارزهی طبقانی به معنای
واقعی وجود ندارد و برای همهی اهالی کشور امکانات بالنسبهی برابری تآمین
شده است. و دولت ایران، دولت کارگران، دهقانان و پا برهنگان است! اینان
ادعا میکنند که کشور نه از راه سرمایهداری بلکه از راه ویژهی مختص
ایران و خصایص ملی آن تکامل مییابد. ولی در واقعیت امر این ادعاها و ادعا
در مورد این که این نظام همواره با شعایر و خصایل ملی مردم ایران توافق
دارد بسیار بعید به نظر میرسد.
طبقهی کارگر ایران در طول تاریخ،
سرکردگی مبارزات مردم را به خاطر بهبود وضع زندگی تودههای مردم بر عهده
دارد. از خصوصیات ویژهی جنبش کارگری، جنبهی توده ای بودن آن است و علاوه
بر این کارگران به موازات خواستهای اقتصادی، خواستهای سیاسی خود را نیز
مطرح میکنند.
در نخستین سالهایی که طرحهای اصلاحات
با سرشت تثبیت مناسبات سرمایهداری انجام میگرفت، جنبشهای کارگری در
کشور تا حدی فروکش کرد. کارگران انتظار داشتند که زمامداران ایرانی
وعدههایی را که دادهاند اجرا خواهند کرد و تحقق آنها وضع کارگران را
بهبود خواهد بخشید. اما واقعیت امر نشان داد که این طرحها به بهبود وضع
زندگی کارگران کمکی نکرد و به علت گرانی روزافزون قیمتها و تشدید و تقویت
شیوههای پلیسی، کارگران و به طور کلی همهی اقشار زحمتکش به وضع دشوارتری
دچار گشتهاند.
در دهههای اخیر شاهد آن هستیم که
علاوه بر کارگران، کارمندان و معلمان نیز به صفوف مبارزه پیوستهاند. در
ماههای اخیر در بسیاری از شهرهای ایران از سوی معلمان میتینگها و
تظاهرات و اعتراضهایی صورت گرفت که طی آن معلمان خواستار افزایش حقوق
ماهیانهی خود بودند. محافل حاکمهی رژیم نیز سعی بر آن داشتند که جنبش و
تظاهرات اعتراضآمیز را با شیوههای امنیتی ویژهی خود سرکوب کنند.
در همین راستا مبارزات و جنبشهای
دانشجویان علیه فشار نظام سرمایهداری ایران و در راه آزادی و برابری
گسترش چشمگیری پیدا کرده است.
در شرایطی که بحران اقتصادی و سیاسی در
کشور شدت یافته، زمامداران ایران به منظور سرپوش گذاشتن بر وخامت اوضاع
داخلی دست به یک رشته اقدامات زدند و به این منظور سعی بر آن شد تا برخورد
جدیتری نسبت به جنبشهای رادیکال کارگری و دانشجویی و نیز فعالین زن صورت
گیرد که صورت عینی آن در دستگیری کارگران فعال پیشرو و دانشجویان مبارز
دانشگاه مازندران تجلی یافت.
رشد و گسترش جنبش اعتصاباتی و تظاهرات
اعتراضآمیز دانشجویان و دیگر اقدامات از جانب اقشار مختلف مردم گواه آن
است که علیرغم ادعای محافل رسمی حاکمیت ایران، مبارزهی طبقاتی در این
کشور نه تنها از بین نرفته بلکه پس از فروکش نسبی در سالهای اخیر با
دامنهی گستردهتری رو به اعتلاست.
This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it
|