|
تردیدی
وجود ندارد که کمیته های انضباطی بر خلاف نام فریبنده شان ( که از کلمه ی
ارشاد هم در نام این کمیته ها استفاده شده است) کارکردی جز سرکوب
دانشجویان ندارند. یا حداقل بهتر است بگوییم بخش زیادی از کارکرد این
کمیته ها به سرکوب دانشجویان معترض، منتقد و دگراندیش با بهانه های مختلف
، اختصاص دارد. شاید این مسئله تا این اواخر ، برای دانشجویان دانشگاه
اصفهان ملموس نبوده باشد، چون به هر حال دانشگاه اصفهان مدتی طولانی را در
سکوت می گذراند. (دلایل این سکوت جای بررسی دارد که در این مقال نمی
گنجد.) و اساسا ، کارکرد کمیته های انضباطی در سکوت دانشجویان به چشم نمی
آید.
اوایل
ترم گذشته (نیمسال اول 86) عده ای از دانشجویان با برگزاری تجمعی در
اعتراض به در بند بودن دانشجویان بیگناه پلی تکنیک ترتیب دادند که شروعی
بود برای حوادث بعدی دانشگاه. این تجمع سکوت دانشگاه را شکست و جانی تازه
به کالبد نیمه جان دانشگاه بخشید.
این
تجمعات اعتراضی در روز های 21 آبان و 13 آذر نیز تکرار شد. دانشجویان شاهد
بودند که تجمعات برگزار شده در آن روزها ، از لحاظ شکل برگزاری هم در
دانشگاه اصفهان و هم در کل کشور کم نظیر بود. چرا که از کمترین حاشیه
برخوردار بود و مسئولین دانشگاه جز اینکه نداشتن مجوز را علم کردند
نتوانستند ایراد دیگری به این تجمعات وارد آورند. همه دیدند که در این
تجمعات نظم دانشگاه حفظ شد، در هیچ یک از برنامه های دانشگاه وقفه ای
ایجاد نشد ، هیچ نوع درگیری فیزیکی یا لفظی پیش نیامد، به هیچ مقام و
عقیده ای چه در داخل و چه در خارج دانشگاه توهین نشد، به اموال دانشگاه
خسارت وارد نشد و در عبور و مرور وسایط نقلیه خللی ایجاد نشد. موارد فوق
همگی در آیین نامه ی انضباطی تخلف به حساب می آیند و برای آنها مجازات
تعیین شده است ؛ اما در تجمعات دانشگاه اصفهان هیچکدام از این تخلفات صورت
نگرفت.
قاعده
بر این است که وقتی دانشجویی تخلفی مرتکب می شود برای ادای توضیحات به
کمیته ی انضباطی احضار می شود و با توجه به نکات بالا نباید کسی به کمیته
احضار می شد، اما مسئولین بی مجوز بودن این تجمعات را بهانه قرار داده و
شرکت کنندگان در این تجمعات را در تعداد زیاد به کمیته احضار کردند. در
برگه ی تفهیم اتهام این دانشجویان آمده بود:
« شما
به دلیل شرکت در تجمعات غیر قانونی 13 و 21 آبان و 13 آذر ( با توجه به
اعلام هیئت نظارت) احضار شده اید، دلایل خود را بنویسید.» این در حالی است
که شرکت در تجمع بدون مجوز در هیچ یک از بند های آیین نامه ، تخلف انضباطی
محسوب نمی شود. همچنین هیئت نظارت هیچگونه اعلامی مبنی بر غیرقانونی بودن
این تجمعات انجام نداده بود. ادعاهای آقای بیدهندی هم در مصاحبه با نشریه
ی سروش نو در مورد اطلاع دادن به دانشجویان بی اساس است، به عنوان مثال در
مورد خود بنده ظهر 13 آذر از طرف کمیته ی انضباطی تماسی با بنده گرفته شد
و تهدید شدم که اگر در تجمع شرکت کنم به شدت مورد برخورد کمیته قرار خواهم
گرفت؛ ظاهرا آقای بیدهندی اینگونه تماس های تهدید آمیز را اطلاع رسانی در
مورد غیر قانونی بودن تجمعات می پندارند!! همچنین مسئولین هنوز هیچ آیین
نامه یا مصوبه ای را که قید کرده باشد برگزار کردن تجمع در صحن دانشگاه
نیازمند مجوز است ارایه نکرده اند، و آقای بیدهندی در جواب به این درخواست
از طرف یکی از دانشجویان اظهار کرده بود که : « آیین نامه منم ، و من
میگویم که این تجمعات مجوز نیاز داشت.» حال قضاوت با دانشجویان . گویا
دانشجویان به خاطر عمل نکردن به آیین نامه ی آقای بیدهندی مجازات شده اند.
احکامی که صادر شد
همان
طور که اشاره شد، دانشجویان به خاطر شرکت در تجمع غیرقانونی احضار شده
بودند ، اما احکام کمیته ی انضباطی به خاطر بند 4.ج که توهین به شعایر
اسلامی و ملی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است ، صادر شدند. البته
دکتر بیدهندی اظهار کرده بود که در اصلاحیه ی جدید در ذیل این بند ایجاد
بلوا و آشوب هم اضافه شده است. ( در ادامه به مصاحبه ی ایشان با سروش نو
هم در این مورد اشاره می کنیم) در هر صورت باید در برگه ی تفهیم اتهام
دانشجویان تخلف آنها قید می شد تا آنها در برابر اتهام وارده از خود دفاع
می کردند که این اولین عمل غیرقانونی کمیته ی انضباطی بود( البته اگر
احضارها را قانونی فرض کنیم.) یعنی در برگه ی تفهیم اتهام مثلا باید قید
می شد:
« شما به اتهام ایجاد بلوا و آشوب در دانشگاه در تجمعات ... احضار شده اید ، دفاعیات خود را بنویسید. »
در
حقیقت در مورد هیچ کدام از این دانشجویان تفهیم اتهام صورت نگرفته است.
اما مسئله ی دوم اینکه با چه استدلالی عمل این دانشجویان اخلال در نظم
دانشگاه و ایجاد بلوا و آشوب تشخیص داده شده است؟! نماینده ی حقوقی حاضر
در کمیته ی بدوی طبق کدام قانون این عمل را بی نظمی تشخیص داده است؟ بهتر
است کمی به استدلالات آقای بیدهندی در این مورد توجه کنید: ایشان در ابتدا
در مورد بند 4.ج در حضور دانشجویان اعتراف کردند که در این احکام اشتباه
صورت گرفته ، حال یا اشتباه تایپی بوده و یا اشتباه از جانب کارمند بوده
که بند مربوطه را به اشتباه وارد کرده است. در ادامه اصلاحیه ی آیین نامه
را دلیل قرار داده و قضیه را اینگونه توجیه کردند. اخیرا هم که در مصاحبه
با سروش نو اصلا قضیه را تحریف کرده و اظهار کرده اند که حکم ها طبق بند
5.ج یعنی بی نظمی به قصد ایجاد بلوا و آشوب صادر شده است ، در حالیکه در
تمامی احکام بند 4.ج درج شده است.
ایشان
در جمع دانشجویان بارها به این جملات اشاره کرده اند: برنامه ی منظم شما
برای ما مصداقی برای بی نظمی است چون بدون مجوز بوده است!!! ما قبول داریم
که شما نظم را فوق العاده خوب و حتی بهتر از مسئولین حراست رعایت کردید،
اما چون مجوز نداشتید نفس این عمل برای ما بی نظمی محسوب می شود!!!
مگر
نظم و بی نظمی مصداق ندارند که اینگونه سلیقه ای و اختیاری در مورد آن
قضاوت می شود؟ مگر نماینده ی حقوقی از مصادیق بی نظمی بی اطلاع است که
استدلالات مریخی در این مورد انجام می شود؟ کدام انسان است که نتواند نظم
را از بی نظمی تشخیص دهد که نیاز به تفسیر های بی پایه و اساس کمیته ی
انضباطی در این مورد باشد؟ مسئولین کمیته ی انضباطی و آقای بیدهندی به
خوبی می دانند که شرکت در تجمع بدون مجوز از دید هیچکدام از بندهای آیین
نامه جرم محسوب نمی شود چرا که اگر اینگونه بود دانشجویان را به همین بند
محکوم می کردند و خود را گرفتار استدلالات و تفسیرهای سفسطه گونه نمی
کردند. گویا آقایان نمی توانند بین برنامه ی بدون مجوز و برنامه ی بدون
نظم تفکیک قائل شوند. شاید نمی دانند که ممکن است برنامه ی دارای مجوزی در
نهایت بی نظمی برگزار شود که قطعا طبق آیین نامه مستحق برخورد است و وجود
یا نبود نظم ربطی به مجوز برنامه ندارد!! این استنتاجات و تفاسیر بیشتر
کودکانه می نماید و شایسته ی لبخندی از سر تمسخر!!
گذشته
از تمامی این صحبت ها طبق گفته های یک مقام آگاه در دانشگاه (که از ذکر
نامش بدون اجازه ی خود ایشان خودداری می کنیم) بر ما روشن است که احکام به
خاطر یک شعار که در تجمع 21 آبان توسط یک شخص داده شده ، صادر شده است.
شعاری که به شدت مورد برخورد تجمع کنندگان قرار گرفت و توسط هیچ کس تکرار
نشد و حتی با شخص خاطی هم از طرف تجمع کنندگان برخورد شد. این شخص که به
گفته ی خود مسئولین شناسایی نیز شده است مورد برخورد قرار نگرفته و به
خاطر عمل او 12 نفر با مجازات های سنگین روبرو شده اند. شاید بدبینی باشد
اما به نظر می رسد ورود این شخص ناشناس و سردادن این شعار از طرف او
برنامه ای از پیش تعیین شده بوده است. امیدوارم خوانندگان مرا به توهم
توطئه متهم نکنند اما روند انجام شده بیشتر به توطئه شبیه است تا امری
تصادفی و اتفاقی.
نکته
ی بعدی که بسیار حایز اهمیت است ، دانشجویانی هستند که برایشان حکم صادر
شده است. در دانشگاه اصفهان برای کسانی حکم صادر شد که جز برآوردن فریاد
برابری و آزادی هیچ جرمی نداشتند. جرم آنان این بود که نخواستند در برابر
بی عدالتی ها مهر سکوت بر لب بنشانند و تحمل در بند دیدن سه دانشجوی
بیگناه را نداشتند. جرم آنان رنج بردن از نبود شورای صنفی و صندا (صنف
نشریات دانشگاه اصفهان) بود. جرم آنان اعتراض به نداشتن تشکلی مستقل و
برخاسته از دل دانشجو بود. تشکلی که اگر موجود بود از مجرای همین تشکل
برای اخذ مجوز برای تجمعات اقدام می شد ، اما دانشجویان دانشگاه اصفهان از
داشتن چنین تشکلی محرومند. جرم آنان اعتراض به بازداشت دانشجویان
آزادیخواه و برابری طلب در آستانه ی مراسم گرامیداشت 16 آذر ( در تاریخ 13
آذر) در تهران و شهرستان ها بود. جرم آنان این بود که نخواستند کوری را به
خاطر آرامشش تحمل کنند. وقتی این دانشجویان با احکام سنگین کمیته ی
انضباطی مواجه می شوند نشان از این دارد که مسئولین قصد دارند دانشجویانی
در دانشگاه حاضر باشند که جز سکوت در برابر ظلم و نابرابری ، کاری انجام
ندهند. آنان از اتحاد دانشجویان وحشت دارند و خوش ندارند دانشجویان دست در
دست هم برای حل مشکلات دانشگاه اقدام کنند. آیا می توان نامی جز سرکوب
دانشجویان منتقد برای این عمل کمیته ی انضباطی انتخاب کرد؟!
ارسلان صادقی
نشریه اشتراک
|