|
Sunday, 30 March 2008 |
|
دشنه بر صدای ات می گذارند
دشنه بر مغزت
دشنه بر جان ات ـــ
با هر سنگ و
با هر چماق،
بر هر کوی و
بر هر مرز و
بر هر لحظه،
ناپاسبانان
گرداگرد تلاشی ی وجودت
پرسه می زنند
چه بد خیالی !
چه سبک مغزانه
چه سنگین فرجام:
با هر سنگ و
با هر دست و
با هر فریادمان،
رؤیای تو را
ـــ زیبا ـــ
با کابوس شان
ـــ بدخیم ـــ
بر هر کوی و هر مرز و
هر لحظه
پیوند خواهیم زد ـــ
رفیق رؤیاهای ما !
رفیق فرداهای ما !
شکستن با تو بیگانه است
که گلوی آسمان
سرخ
از فریاد توست
که تو
بزرگ، بزرگ، بزرگی
که صدای تو
یزرگ است.
سیامک
سرخین ـــ فروردین 87
|