خانه arrow Articles arrow مطالب مهم arrow شایعه و تداوم سرکوب
شایعه و تداوم سرکوب PDF Print E-mail
۱۴ خرداد ۱۳۸۷
Tuesday, 03 June 2008

این مقاله را خطاب به رفقای خود می نویسم تا بدانها هشدار دهم سرکوب پایان نیافته است  زیرا شایعات  و دست های نه چندان پنهان وزارت اطلاعات در فضای مجازی همچنان پروژه ی شکست خورده ی خود را به پیش می برد. از من نخواهید حرفهای خود را اثبات کنم .وظیفه ی من این است که از حیثیت سیاسی عزیزترین رفقای خود دفاع کنم. اگر در زندان ، شاهد زجر و شکنجه ی رفقایم بودم اینک نمی توانم شاهد شایعه پراکنی ، یاوه گویی و بازی با پشتوانه   و حیثیت سیاسی ایشان باشم. پس رفقای عزیز! آشکارا اعلام می کنم : به هر کس که تاکنون مرا خوانده است یا شنیده است و از اینرو مرا می شناسد ، استناد گفته هایم را در اینجا شرافت سیاسی ام بداند . باور آنرا برعهده ی مخاطب می گذارم ، وظیفه ی من ایجاب می کند که پروژه ی وزارت اطلاعات را افشا کنم.

وزارت اطلاعات جهت توجیه سرکوب خویش فقط یک راه دارد و آنکه نشان دهد دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، یک تشکیلات مخفی و برانداز است. بر سر این اتهام دو مشکل اساسی وجود دارد: فعالیت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، علنی است  و دوم اینکه تجمع روز دانشجو در 13 آذر و نیز سالهای قبل کاملا مسالمت آمیز برگزار شد. بنابراین تنها اتهام ارتباط با احزاب خارج کشور و برانداز باقی می ماند تا با وارد نمودن این اتهام هزینه را بر دانشجویان آزادی خواه سنگین نموده و مانع ادامه ی فعالیت آنان بشود. اما جمهوری اسلامی مشروعیت لازم برای چسباندن این اتهام به رفقای ما را نداشته و ندارد. وزارت اطلاعات بعد از دستگیری عنان گسیخته  ، نامشخص و کاملا گیج خود از تهران و تمامی شهرستان ها مجبور شد دانشجویان را یکی بعد از دیگری آزاد کند .مشکل اینجاست که این دانشجویان سرافراز تر از همیشه پای بر دانشگاه و جامعه خواهند گذاشت . بنابراین وزارت اطلاعات بعد از آزادی دانشجویان تلاش کرد تا از طریق پخش شایعه ، تهدید و ترعیب دانشجویان اتهامات خود را بر جنبش وارد آورده و با مرتبط ساختن این جنبش به احزاب برانداز ، مانع پیشرفت و فعالیت آتی این جنبش شود.

اولین اقدام

وزارت اطلاعات مجبور بود اعتراف نامه ها را که به زور شکنجه گرفته بود از طریق روزنامه کیهان ، اطلاعات یا صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش کند .اما راه بهتری هم وجود داشت:  اپوزوسیون چپ پر از عناصر فرصت طلب ، سوء استفاده چی و هوچی گر است که بهترین اهرم برای پخش این شایعات و اتهامات بودند و سر جای خود همان نقش پلیس سیاسی کشور را بازی می کنند. اولین اقدام بازجویان بسیار ساده لوحانه بود: تاسیس یک وبلاگ به نام "مبارزان آزادی"(1) به نحوی که گویی یک دانشجوی آزاد شده آنرا می نویسد . در این وبلاگ بازجوها تلاش می کردند تا از زبان معترف یک دانشجو ، شایعات خود را پخش کنند. اما دانشجویان دربند که با ادبیات و لحن بازجوها کاملا آشنا بودند براحتی متوجه شده و این وبلاگ بعد از یک رسوایی ، بسته شد.

دومین اقدام

اقدام دوم وزارت اطلاعات نیازمند مقدماتی بود. برخی از دانشجویان حاشیه ای و دستگیر نشده ، به دفتر پی گیری وزارت اطلاعات احضار شده و ضمن تهدید و تطمیع از آنها خواسته می شود برعلیه ِ دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب  و رابطه ی آن با احزاب خارج کشور مطلب نوشته و اتهامات را به صورت غیرمستقیم یا مستقیم وارد آورند. بازجوهای وزارت اطلاعات نیز از طریق ایجاد بحث در کامنت های این وبلاگ ها سعی می کنند تا به شایعات دامن بزنند: مثلا در  کامنت وبلاگ  خیالی ِ "دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران" ، از زبان بازجو می خوانیم :

"از لیدر کبیرتان بپرسید که در روزهای 4 تا 13 آذر ماه در کردستان چه کار می کرده است؟"

یکی از سئوالات اصلی بازجویی این است که آیا شما به کردستان مسافرت کرده اید یا خیر؟ اگر جواب آری باشد این اتهام فوق خودبه خود بر شما وارد خواهد آمد.

از تمامی دانشجویان آزادی خواه  وبرابری طلب با تهدید تلفنی خواسته شده است که پس از آزادی برعلیه جنبش خود مقاله بنویسند. این واقعیتی است که تمامی رفقا می دانند. همچنین از آنها خواسته شده که دیگر دانشجویان را نیز به دفتر پی گیری فراخوانند. خوشبختانه هیچکدام از دانشجویان حاضر نشدند که برعلیه رفقای خود شایعه پراکنی کنند. متاسفانه فردی به نام ر.ک به این ننگ تن داده است. وی همان مولف مقاله ی ننگین و پلیسی " وضعیت فعلی و گام های ضروری"(2) در وبلاگ تریبون مارکسیسم متعلق به جریان منحوط "اتحاد سوسیالیستی کارگری" وابسته به فردی به نام "ایرج آذرین" است.

ارتباط با حزب حکمیست و اقدام مسلحانه ، دو اتهامی است که شخص من و البته رفقایم در زندان به خاطر نپذیرفتن آن شکنجه شده و ده ها روز انفرادی را تحمل کردیم. اما مولف وابسته به جریان ایرج آذرین ، به سادگی با یک احضار ، یک تهدید تلفنی  و البته عقده های شخصی خود برعلیه برخی از اعضای جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ،در لفافه ی یک به ظاهر نقد ، این دو اتهام را به من و رفقایم وارد می کند.مولف کیست؟ مولف کسی است که  هرگز فعال نبوده و جرات شرکت در تجمع روز دانشجو و حتی یک تریبون آزاد را نداشته ، هیچ فعالیتی برای آزادی دانشجویان نکرده است ، 6 ماه است که در سوراخ موش به سر می برد . اکنون بعد از گذشت سه ماه از آزادی  دانشجویان و با چراغ سبز از سوی دفتر پی گیری و البته با آب شدن برفهای کوه ، پایین آمده و ما را موعظه می کند که چرا عقب نشینی کرده ایم ،  یا گیج و منگ هستیم و یا حتی  چرا در زندان به اندازه ی کافی مقاومت نکرده ایم ؟! در مدتی که ما برای تهیه وثیقه و آزادی دانشجویان دربند تلاش می کردیم ، منتقدین وارسته و دلسوز ما کجا بودند؟ 

 ایرج آذرین فرد کم خرد و ساده اندیشی است. او بعد از ردیه ها و ابراز انزجار عموم فعالین سیاسی نسبت به این کار کثیف پلیسی  در مقاله ای با نام  "روزگار سپری شده چپ کاغذی"(3) به دفاع از نوچه ی خود محشور شده و در جواب به کار اطلاعاتی مذکور می نویسد :

"مضمون مشترک اطلاعیه های جریان کمونیسم کارگری "کار پلیسی" نامیدن مقالۀ مزبور به سبب اشاره به گوشه هایی از رسوائی  است که حزب حکمتیست در جنبش دانشجویی به بار آورده. این رسوائی را در زمرۀ "اسرار فعالیت مخفی" جلوه دادن دروغ بزرگی است. پاسداران و بازجویان و زندان بانان و قاضیان رژیم اسلامی که بسیار بیش از این را می دانند."

حقیقتا خرد اندکی می خواهد تا یک نفر در مقاله ی خود چنین سوتی بزرگی را ندهد. ایرج آقا از کجا می دانند که پاسداران  و بازجویان و زندان بانان و قاضیان رژیم اسلامی بسیار بیش از این را می دانند؟ مگر شما با آنها سر و سری دارید یا پرونده های دادگاه را مطالعه می فرمایید؟ وزارت اطلاعات برای ایراد نصف این اتهامات چند ماه تمام دانشجویان را بازجویی کرده است بعد آقای ایرج آذرین از روی شنیده هایش (خواننده باهوش می داند که در واقع این اتهامات از دفتر پی گیری بروز کرده است) در محافل داخلی چپ(روح آقای آذرین در محافل داخلی ما چگونه حلول کرده است!؟) و از زبان دانشجویان آزاد شده از اوین (!) اتهامات وارده را یقین فرض گرفته و به نقد دلخواه خود در برابر دشمنان دیرینش می پردازد. اگر ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب  همان دانشجویان آزاد شده ای هستیم که نمی دانیم از کجا شما پای صحبت هایشان نشسته اید ، آشکارا اعلام می کنیم که هیچ یک از ما چنین سخنانی را در هیچ کجا نگفته و تمامی توهمات شما را انکار می کنیم. آقای آذرین!  اگر تصور می کنید بعد از سرکوب اخیر ، بیشه برای زوزه ی شغال مهیاست باید بگویم که گزارش اشتباه به شما داده اند. نوچه های شما دو نفر بیشتر نیستند که تمام این مدت در سوراخ موش خزیده  بودند و طی این چند سال در رادیکال ترین اقدام خود  ، در تریای دانشکده چایی خورده اند. اگر فکر می کنید حقایقی بر شما مکشوف شده است ، آنقدر شرافت و جسارت داشته باشید که آنرا مطرح کنید تا ببینیم دقیقا شما چه شنیده اید که ما خود در زندان نشنیده ایم.

آذرین سپس درادامه اینچنین خود را  به جنبش دعوت می کند :

"آنچه این آقایان نمی توانند بفهمند این است که گسترش یک مشی سیاسی بسادگی تابعی از فعالیت فردی و سازمانی در پراکندن ایده ها نیست؛ بلکه این جنبش های اجتماعی هستند که ایده هایی را که به کارشان بیاید، حال از هرکجا گرفته باشند، تدقیق می کنند و گسترش می دهند.... اگر زمان خط مشی سوسیالیستی کارگری فرا رسیده است، این امر به سبب عروج جنبش های اجتماعی، و در این مورد مشخص سرسختی فعالان چپ در حفظ تداوم جنبش دانشجویی، است و بس... و اگربخشی از چنین ادبیاتی امروز برای سوسیالیست ها در جنبش دانشجویی خواندنی و مفید است، زهی سعادت ما!"

اولا با این افاضات اعوان و انصار جنابعالی ، ایده های شما تنها به کار وزارت اطلاعات می آید ونه جنبش ها. خط مشی سوسیالیسم کارگری شما ، در محاسبات نظری و زمین مبارزه ، عددی به حساب نمی آید و ما دانشجویان هیچ نیازی هم به ادبیات مفید و خواندنی شما نداریم. ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان.

بازجویان وزارت اطلاعات با جواب گرفتن از توطئه ی مثلا زیرکانه ی خود بدست خود نیروهای مثلا چپ در کامنت دانی همان مقاله "وضعیت فعلی و گام های ضروری" اینچنین قند در دل آب می کنند :

" نویسنده: آزاد شده از اوین "

چهارشنبه 8 خرداد1387 ساعت: 20:41

من یکی از زندانیان آزاد شده از اوین و از دانشجویان داب هستم .آنچه شما نوشته اید تمامی واقعیت نیست من دوست دارم وافعیاتی را در اختیار شما قرار دهم .(!) آن چه موجب گشت که چپ با چنین مشکلی مواجه شود تند روی حزب مجازی حکمتیست در دادن گرا به وزارت اطلاعات بود . من در زندان با مسائلی مواجه شدم که برایم غیرقابل قبول ولی بسیار مهم بود . ....افراد اصلی این جریان تماما وابسته به حکمتیست ها بودند و خود به آن اذعان داشتند ولی الان حکمتیست ها سر در برف کرده اند و سوار بر شتر دولا دولا می روند. در زندان متوجه شدم که سواری داده ام به کسانی که بهشان اعتماد کردم.به نظر من وزارت اطلاعات اشراف کامل داشته که چنین جسورانه فعالیت گارد آزادی حکمتیست ها را سرکوب کرده است / دوست عزیر ارزیابی شما واقعی تر است بنابر این آن را ادامه بده .

و

نویسنده: سروش

پنجشنبه 9 خرداد1387 ساعت: 15:2

من از شما کمونیست می خواهم شجاعت خود را نشان دهید و رو به جامعه بگوید که احزاب کمونیست کارگری بخصوص حکمتیست ها نه حزب هستند نه کمونیست هستند و نه ربطی به جنبش کارگری دارند.اول اینکه حزب شدن مبنایی دارد و یک شبه حزب به وجود نمی آید. شعار کمونیست دادن دلیل کمونیست بودن نیست .این احزاب ماجراجویانی هستند که همیشه موج سواری کرده اند و از اعتماد و سادگی دیگران سو استفاده کرده اند . من خود از داب بوده ام و ارتباط مسقیم با حزب حکمتیست داشته ام ای میل ها و رهمنود های حزب حکمتیست به مناسبت 13آذر به اعضای خود را دارم که می توانم آنها را رو به جامعه منتشر کنم . در زندان نام دیگری برای حزب حکمتیست مطرح شد که آن حزب ابکشیسم بود.همه متوجه شدیم که درز اطلاعات از مرکزیت حکمتیستها به وزارت اطلاعات می رسیده است.

هر دو کامنت ادعا می کنند که دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب بوده ،  تازه از اوین آزاد شده  و در زندان با واقعیات تلخی روبرو شده اند !! ما اعلام می کنیم که این دو تواب "داب" و طرفداران پرو پا قرص مقاله های ایرج آذرین و نوچه هایش ، هیچ یک از ما نبوده ایم. پس اینها که هستند؟

اما در باب اتهام ارتباط و عضویت در احزاب خارج کشور ذکر یک نکته ضروری است . هیچکدام از دانشجویان کارت عضویت هیچ حزبی نداشته و هیچ فرمی را پر نکرده اند. ( بازجویان وزارت برای اینکار با زور  و تهدید  تمامی ایمیل ها را زیر و رو کردند و هیچ فرم عضویتی نیافتند. ) هیچ کس به خارج کشور سفر نکرده و در هیچیک از کنگره های احزاب خارج کشور شرکت نکرده است. فعالیت ما علنی بوده است و هرگز مخفیانه عضوگیری نکرده ایم. استراتژی و خط مشی سیاسی ما نیز علنا در نشریات دانشجویی منعکس است. بنابراین تنها به یک طریق می توانیم به اپوزوسیون خارج کشور وابسته شویم و آن اینکه برای این احزاب تبلیغات کنیم. غیرممکن است که کسی بتواند چیزی را تبلیغ کند  و در عین حال خود را از آن مبری بداند. بنابراین وقتی می گوییم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب یک جریان مستقل دانشجویی است ، این گفته خود حجتی است بر صحت آن. در سیاست  و برای کژفهمان بسیار سخت است که ثابت کنیم دو به علاوه دو چهار می شود.

آری رفقای عزیز! این یاوه گویی ها گرد و غباری است که لاجرم بر زمین خواهد نشست . و این همه غبن و ترسی است برخاسته از گامی که شما به پیش برداشته اید  و در دلهای دشمنان خود برجای گذاشته اید.در اینجا بنا به موارد فوق الذکر بوضوح اعلام می کنیم که ایراد هر نوع اتهام دروغینی مبنی بر ارتباط با احزاب خارج کشور و یا اقدام مسلحانه ، نه تنها یک کار پلیسی از روی نادانی، بلکه پیشبرد خط اطلاعات و در حکم همکاری است.

1-www.mobarezan-azadi.blogfa.com

2-http://tmarxism.blogfa.com

3-http://tmarxism.blogfa.com

 
< Prev   Next >