خانه arrow Articles arrow آخرين اخبار arrow ۲۰ کارگر در زير آوار ساختمانی در تهران مدفون شدند
۲۰ کارگر در زير آوار ساختمانی در تهران مدفون شدند PDF Print E-mail
۱۱ تير ۱۳۸۷
Tuesday, 01 July 2008

روزنامه سرمايه: کارگران زير آوار ساختمان هفت طبقه سعادت آباد



ايمان پاکنهاد: تازه از خواب بيدار شده بودند. چايی دم کرده حاضر بود و دور هم نشسته بودند و داشتند صبحانه می خوردند. به يکباره ساختمان فرو ريخت و همه کارگرها زيرآوار سنگين بتنی دفن شدند.۴۴/۸ دقيقه صبح ديروز ساختمانی هفت طبقه و خالی از سکنه در سعادت آباد تهران که سابقه ريزش نخستين اش به سال ۸۱ بازمی گردد، به يکباره فرو ريخت تا کارگرهايی که تعدادشان بيش از ۲۰ نفر تخمين زده شده، به زير آوار فرو روند.



بلوار فرهنگ در منطقه سعادت آباد پايتخت از بالا و پايين بسته شده و هيچ خودرويی حق ورود و خروج از آن منطقه را ندارد. تعداد خيلی زيادی از ماشين های امداد سنگين و نيمه سنگين از ارگان های مختلف برای کمک رسانی آماده باش اند. حدود دو ساعت از لحظه ريزش گذشته و هنوز فضای اطراف اين ساختمان پر از گرد و غبار است و تنفس به سختی صورت می گيرد. روبه روی ساختمان، روی جدول های وسط بلوار جمعيت زيادی به تماشا ايستاده اند و با موبايل های خود مشغول فيلمبرداری از حادثه هستند. مسوولان شهرداری يا هنوز نرسيده اند يا حاضر به پاسخگويی درباره علت ريزش و مقصران اين حادثه دهشتناک نيستند.



اما محمدباقر قاليباف که صبح ديروز در جلسه کميسيون عمران مجلس حضور داشت، در ميان خبرنگاران گفت: ,شهرداری از قبل اخطارهای لازم را در مورد تخليه اين ساختمان و اجرای حکم تخريب داده بود و اين حادثه به دليل تخلف قانونی اتفاق افتاده است.,قاليباف صدور مجوز ساخت و ساز و پروانه ساخت اين ساختمان را مربوط به شهرداری های دوره قبل دانست: ,صدور مجوزها مربوط به سال ۷۲ است و از آن سال به بعد مجوز افزايش طبقات نيز اخذ شده، اما متاسفانه استانداردهای لازم در ساخت و ساز آن رعايت نشده و در عين حال سازمان نظام مهندسي، مهندس ناظر و طراح اين ساختمان وظيفه خود را درست انجام نداده اند., چشم هايی که به ساختمان فرو ريخته خيره شده اند در حيرت فرو رفته اند. انگار سگ های انسان ياب، چيزی پيدا کرده اند. سگ ها جسد مرده يکی از کارگرها را پيدا کرده اند. پيش از همه چند زن با چادر مشکی به سمت جسد می روند. گويا خانواده نزديک يکی از کارگرها هستند. صورت کارگر به سختی ديده می شود. نمی توان هويت او را تشخيص داد. زن ها به صورت خود چنگ می اندازند و صورت يکی از آنان خون آلود شده است. آمبولانس پزشکی قانونی ,ويژه بررسی صحنه جرم, به سرعت از محل دور می شود. همسايه ها هنوز اين حادثه را باور نکرده اند. زنی ميانسال که شاهد حادثه بوده، با صدايی گرفته و لرزان ماجرا را شرح می دهد: ,شب ها برای خريد به سوپری سر کوچه می روم و هر شب آنها را می ديدم و با همه آنها دوست بودم. الهی بميرم همه شان هم لر بودند. کوچه پر از خاک شده بود. چشم، چشم را نمی ديد. اين قدر صدای وحشتناکی داشت که يکی از همسايه های ما که بيماری قلبی دارد، به بيمارستان منتقل شد. خانه ما هم تا آن بالا ترک خورده، حالا کی ويران می شود، خدا می داند.,دادستان تهران در ساعات نخستين اتفاق در محل حاضر شده و حکم بازداشت طراح، محاسب و پيمانکار را صادر کرده بود. کارگرهايی که اکنون زيرآوار مانده اند، از سوی شهرداری و برای انجام عمليات تخريب اوليه در ساختمان حضور داشتند. آنها مشغول درآوردن درها و پنجره ها بودند.



,سعيد کتف, مسوول جمعيت هلال احمر شمال غرب شهر تهران درباره حادثه توضيح می دهد: ,نوع آوار بتني، فشرده پن کيکی است. با توجه به نوع سازه ها، زمان زيادی طول می کشد تا اجساد از زير آوار بيرون کشيده شوند. هنوز هيچ حفره ای پيدا نشده و تمام سعی ما اين است که حفره ايجاد کنيم تا سگ ها بتوانند داخل آوار بروند., کتف در پاسخ به سوال ,مقصر کيست,، می گويد: ,مهم ترين مساله برای ما اتمام عمليات است.,تعداد دقيق کارگرهايی را که زير آوار مانده اند، هيچ کس نمی داند. هر کسی حدس می زند. مسوولان حاضر تعداد را ۱۲ ، ۱۳ نفر اعلام می کنند و محلی ها بيش از ۲۰ نفر. از داخل کوچه ۲۴ شرقی صدای داد و بيداد زنی می آيد. او خطاب به يکی از مسوولان شهرداری می گويد: ,مهندس اين ساختمان همسايه روبه رويی است. نفوذ زيادی دارد و فکر نمی کنم کسی بتواند با او برخورد کند.,مسوول شهرداری که علاقه ای به معرفی خود ندارد، دست راستش را روی سينه اش گذاشته و مدام عبارت ,من با شما همدردی می کنم, را تکرار می کند.



اما يکی ديگر از همسايه ها در پاسخ به او می گويد: ,۱۵ تا مادر اينجا جمع شده اند و بر سر خود می کوبند. آيا همدردی شما مرده های آنها را زنده می کند. چرا خودتان تخريب نکرديد. چرا دست روی دست گذاشتيد تا اين حادثه فجيع رخ دهد. شرمندگی شما به هيچ دردی نمی خورد., ماموران ناجا اين مسوول را از ميان مردم دور می کنند. مردم بسيار عصبی اند و ناراحت. آنها از مسوولان شهرداری گله مند بودند: ,کسی زورش به شهرداری نمی رسد. به خاطر همين به پيمانکار گير داده اند. مگر جز اين است که شهرداری مجوز ساخت و ساز اين ساختمان را صادر کرده؟ مدام می گفتيم تا يکی نميرد کسی کاری نمی کند. مشخص بود اين اتفاق خواهد افتاد.,گويی سردل همه باز شده است. مردی ميانسال با طمأنينه شرح ماجرا را توصيف می کند: ,نزديک تحويل سال ۸۷ بود که بخشی از ساختمان نشست کرد. اما اصل ماجرا در خرداد ۸۱ اتفاق افتاد که شبانه حدود ساعت چهار صبح بخشی از ساختمان ريزش کرد., به گفته همسايه ها با وجود تماس های مکرر با شهرداری منطقه کسی به فکر اين ساختمان نبوده و هيچ کس توجهی نکرده است. ساختمان مجاور هم بر اثر ريزش آسيب ديده است. ديوارهای اين مجتمع آپارتمانی تقريباً به طور کامل فرو ريخته و اتاق ها از بيرون قابل مشاهده اند. کتاب ها زير آجرها پنهان شده اند.



ساکنان اين ساختمان فعلاً در هتل اقامت دارند تا تکليف شان مشخص شود. همه به دنبال انسان زنده در زير آوار هستند اما گفته های مامورهای امداد چيز ديگری می گويد. آنها اميدی به پيدا کردن انسان زنده ندارند. آوار سنگين تر از آن است که کسی زنده بماند. آفتاب داغ تابستان وسط آسمان می تابد. آيا کسی از بين کارگرها زنده می ماند؟

 
< Prev   Next >