خانه arrow Articles arrow مقالات arrow زنان و انقلاب در ایران
زنان و انقلاب در ایران نسخه پی دی اف نسخه چاپی فرستادن برای دوست
۲۰ اسفند ۱۳۸۶
Tuesday, 11 March 2008

رایا دونایفسکایا: (شامل یک مقاله به همراه یک نامه).  چیزی برابر با یک تغییر در قدرت‌های جهانی دوره 79-1977 را به اوج خود رسانید-از ولوله‌های چین بعد از مائو تا جنبش بیداری سیاهان در آفریقای جنوبی و شورش‌های امریکای لاتین تا مبارزات توده‌های مردم ایران بر علیه شاه- که چنین سهمی از حضور توده‌ای را برای ارتقاء یافتن به یک انقلاب تمام عیار پیش‌فرض داشت.

از همان ابتدا[بحران‌های 79-77] من در حال کار بر روی کتابی جدید که عنوان آن سه موضوع رزا لوکزامبورگ، ارتباطِ میان آزادی زنان در زمان او و خودمان و فلسفه‌ی انقلاب مارکس را در برمی‌گرفت بودم. این کتاب با اولین انتشار دفترهای مردم شناسی مارکس به اهمیت غیرقابل انتظاری دست یافت. من تازه به فصل اول درباره رزا لوکزامبورگ که بیشتر به نقطه‌ی عطف زندگی او-انقلاب روسی-لهستانی (1907-1905)- می‌پرداخت رسیده بودم که انواع و اقسام حقایق تازه درباره‌ی سرایت آن[انقلاب] به پرشیا، مبارزات 1978 ایرانیان راروشن ساخت. درست در همان زمان دفترهای مردم شناسی مارکس، هم چنان که کاوش‌های 1844 خود مارکس درباره رابطه زن/مرد را به کاوش‌های وی در باب امکان بروز انقلاب‌ها در کشورهای عقب مانده تعمیم میداد، به روشنگری تازه‌ای درباره فلسفه آزادی زنان شکل می‌بخشید.

سرنگونی شاه و همراه با آن تضعیف پایه‌های تسلط امپریالیسم امریکا بر منطقه‌ی خلیج، نه فقط جابه‌جایی دراماتیکی در قدرت جهانی به وجود آورد، بلکه برای اولین بار طرح مساله در مورد خاورمیانه را از نفت به مساله‌ی یک انقلاب اجتماعی تغییر داد. از همه برجسته‌ تر، بزرگترین و قویترین و مقاومترین بسیج توده‌ای برای ماه‌های پی‌درپی، شامل اعتصاب عمومی کارگران نفت، بود که  مقدمه‌ای بر سه روز قیام قهرآمیز 12-9 فوریه 1979[19 تا 22 بهمن 57]، که حقیقتاً عصر کاملاً جدیدی در روابط جهانی را گشود، شد.

در خلاص کردن ایران از کینه جویان دوقلویش-شاه و امپریالیسم امریکا- که به نظر می‌رسید پیش‌درآمد بزرگترین انقلاب از 1917 به این طرف باشد همه بخش های مردم درگیر بودندکه پیشدرآمد بزرگترین انقلاب از 1917 باشد. کارگرانی که برای اعتصاب عمومی به خیابان‌ها ریخته بودند از بازگرداندن سلاح‌ها حتی زمانی که آیت‌الله فرمان داد خودداری کردند. انواع و اقسام تشکل‌های خودجوش برخاستند که ابداً به گروه‌های چریکی سابق محدود نبودند. بلکه کاملاً متضاد[گروه‌های چریکی سابق] بودند. سازمان‌های زنان و انجمن‌های کارگران و شوراها وجود داشتند و در همه‌ی آنها جوانان چیره بودند.

هیچ پایانی بر آزادی مطبوعات و کشش عظیم دانش‌آموزان جوان به متون تازه ترجمه شده مارکسیستی وجود نداشت. گروه‌های مارکسیستی‌ای بیشتر از همه مشتاقانه طلب می‌شدند که به هیچ قدرت دولتی وابسته نبودند. مصمترین مبارزان خودمختاری(self-determination) همچنین سازمان‌یافته ترین‌‌ها بودند و فقط کردها نبودند بلکه عرب‌ها هم بودند. آنها  به این دلیل که جزئی از انفجار انقلابی توده‌هایی بودند که شاه را سرنگون کرده بود به ادامه‌ی مبارزه برای خودمختاری واقعی اطمینان داشتند.

سرانجام و بدون هیچ اغراقی، جنبش آزادی زنان قصد گشودن فصل جدیدی در انقلاب را داشت. آنها برای مدت پنج روز که شروع آن، روز جهانی زنان[8 مارس 1979] بود، در راه پیمایی‌های مداوم با شعار: «ما برای آزادی جنگیدیم و حالا از آن محروم شده‌ایم» درگیر بودند.

به محض اینکه تضادها شروع به از هم پاشیدن ملت تازه رها شده کرد، آیت‌الله خمینی خود را در قدرت کامل یافت. پس‌روی حاصل در نامه سیاسی-فلسفیِ مارس 79 تحت عنوان "واضح ساختن انقلاب و تضادهایش در ایران" تحلیل شد. این نقد مثل نوشته‌های من در باب آزادی زنان در یک جزوه با عنوان "زن به مثابه خرد و نیروی انقلاب" که همچنین شامل مقاله‌ای از رزا لوکزامبورگ درباره زنان و "تاملاتی در باب هشت مارس" نوشته ی دینگ لینگ بود به فارسی ترجمه و منتشر شد. مقدمه‌ی این سری مقاله‌ها توسط یک مارکسیست اومانیست ایرانی به نام ندا نوشته شد.

در تمام طول سال 1979 و در واقع بخش خوبی از سال 1980 شماره‌ای از «اخبار و نامه‌ها» نبود که شامل گزارشات شاهدان عینی درباره انقلاب ایران، نامه‌هایی نوشته شده از ایران، مقالات مخصوصی درباره‌ی دو موضوع انقلاب زنان و خیانت ورزی بنیادگرایانه‌ی اسلامی به آن، به علاوه مقالاتی جدی درباره چه نوعی از سازمان، چه نوعی از شوراها، چه نوعی از رابطه مذهب با انقلاب، در آن نبوده باشد.

«رزا لوکزامبورگ، آزادی زنان و فلسفه ی انقلاب مارکس» به خوبی تحولات سال های 1979 و 1980 را روشن کرد. تاریخ به بسط انقلاب 1905 روسیه به پرشیا(تا 1935 به ایران پرشیا می‌گفتند) توجه ناچیزی کرد، با وجود این‌که خصوصاً «انجمن زنان» یک شروعِ تاریخیِ واقعی بود. ناگهان، هرچند دیگر عنصر آن انقلاب در پرشیا-اولین قانون اساسی آن- به نقطه‌ی کانونی انقلاب 79 تبدیل شد، اما برداشتی که بنیادگرایان اسلامی از آن می‌کردند و چیزی که انقلابیون جوان با آن شناخته میشدند، مطلقاً متضاد هم بودند.

انقلابیون چپ مطالعه و تلاش می‌کردند تا دیالکتیک انقلاب 07-1905 روسیه، کاوش‌های لوکزامبورگ در مورد اعتصاب عمومی در هر دو بعد سیاسی و اقتصادی و در نتیجه وقوع انقلاب، فراخوان به آزادی زنان که در مانیفست‌های لوکزامبورگ وجود داشتند، و فراتر از همه، تمرکز بر خودجوشی توده‌ها که عملاً از رهبران انقلابی‌تر بودند را تمرین کنند. چیزی که مطالعات هم نشان دادند، امکان به وقوع پیوستن انقلاب در کشوری از لحاظ تکنولوژیک عقب مانده پیشاپیش کشوری بود؛ که نه فقط از لحاظ تکنولوژیک پیشرفته بود بلکه حزب سوسیال دموکراتیک توده‌ای بزرگی هم داشت.

نامه‌ی ضمیمه

10 مارس 1979 (20 اسفند 1357)                                    

دوستان عزیز:      

در راهِ رفتن به دانشگاه ایالتی وِین برای ایراد سخنرانی‌ام به مناسبت گرامیداشت روز جهانی زن درباره‌ی «رزا لوکزامبورگ و فلسفه‌ی انقلاب مارکس» بودم که خبر پرشکوه ترین اتفاق جهانی رسید: ده‌ها هزار تن از زنان ایرانی در حال تظاهرات علیه خمینی بودند، آنها فریاد می زدند: ما برای آزادی جنگیدیم و حالا از آن محروم شده‌ایم.

طبیعتاً سخنرانی را با تحسین آن دسته از زنان آزادی‌خواه ایرانی شروع کردم که با این عمل فصل دوم انقلاب ایران را آغاز کردند. بدین سان جمله‌ی اولم بر امروزی بودن[هشت مارس] تاکید کرد؛ تاکیدی که این طغیان توده‌ای آن را روی بحث ما گذاشت، اگرچه قرار بود این بحث، با عقب کشیدن ساعت به شصت و دوسال پیش شروع شود؛ زمانی که زنان کارگر روسیه «روز جهانی زنان» را به اولین روز از پنج روزی تبدیل کردند که امپراطوری چند صد ساله‌ی تزاری را سرنگون کرد.

مقصود فقط برشمردن اعمال انقلابی بزرگ نبوده، بل نشان دادن اینکه حتی در اولین انقلاب روسیه(1905) تئوریسنی بزرگ چون رزا لوکزامبورگ همان اندازه در افکارش کم‌تغییر ماند که عموم زنان کارگر روسیه؛ زنانی که بعدها به آنان تحت عنوان به ظاهر "ناآگاه" نسبت به عمل تاریخی‌شان که دومین انقلاب روسیه را آغازید کم بها داده شد. در راستای آن پایان، از روی متن هنوز منتشر نشده‌ی سخنرانی رزا در کنگره مشهور 1907 که همه گرایشات مارکسیستی روسیه در آن حضور داشتند خواندم که به این حقیقت اشاره می کند؛ 1905 فقط اولین انقلاب از سری انقلاب‌های قرن بیستم بود.

من روز 9 مارس را به صحبت کردن با یک انقلابی مرد ایرانی در حال پروراندن ایده‌هایی نه فقط درباره‌ی انقلاب بلکه چطور باید در برابر ضدانقلاب که مطمئناً برخواهد خاست گذراندم، همچنان که دیکتاتوری مذهبی به قدرت چنگ می‌زند و نه فقط مردان بلکه عده‌ای از زنان را نیز برای بازگرداندن زمان به چشم انداز ارتجاعی مذهبی درباره زنان متقاعد کرده است و این مساله ابداً به مساله‌ی پوشش ختم نمی شود. من نقاط تاریخی پیشرفت انقلاب روسیه را برشمردم؛ که از رویدادهای فوریه به تزهای آوریل لنین حرکت کرد تا به ضدانقلاب کُرنیلف در جولای رسید و تنها بعد از ماه‌هایی خون‌آلود و پرزحمت سرانجام به اکتبر رسید. در یک کلام، ما در حال بحث کردن درباره نامه سیاسی-فلسفیِ بعدی من درباره انقلاب ایران بودیم.

10 مارس هنوز روز تازه‌تری بود، هنگامی که من نیم ساعت قبل از اینکه هواپیمای ایرانی‌ها فرودگاه را ترک کند به ایده‌ی ترجمه اثر دینگ لینگ با عنوان «تاملاتی درباره‌ی هشت مارس» که همچنین پیام همبستگی با زنان امروز ایران را حمل می کند، رسیدم.

«در بهار 1908-زمانی که انقلاب مشروطه‌ای که امروز همه درباره آن صحبت می‌کنند هنوز زنده بود و یک انجمن زنان هنوز فعال‌ترین انجمن خصوصا در تهران بود- کارگران صنعت پوشاک نیویورک، 8 مارس را به عنوان روز جهانی زنان اعلام کردند. سال بعد، در حمایت از کارگرانِ بیکارِ سازنده لباس زنانه «تِری اِنگل»، طغیان توده‌ای که به «خیزش بیست هزار نفری» مشهور شد بقدری  الهام بخش جنبش زنان کارگر آلمان بود که رهبرش -کلارا زتکین- به انترناسیونال مارکسیستی پیشنهاد داد که 8 مارس به یک روز بین المللی زنان تبدیل شود. امروز شما زنان شجاع ایران فصل جدیدی را در انقلاب 1979 ایران گشودید. در تجلیل از شما و برای بیان همبستگی‌مان با انقلاب در حال پیشروی شما، ما اینجا در حال ترجمه کردن آرای یکی دیگر از مخالفان وضعیت موجود- این بار در چین- دینگ لینگ، کسی که هم مخالف استالین و هم مائو(که نویسنده بزرگ را تصفیه کرد) بود، هستیم. چنانکه که وی مقاصدش را در تاملاتی در باب هشتم مارس خلاقانه بیان داشته است».

 رفقایی که داوطلب ترجمه شدند، احساس کردند که براستی عمل ساده ترجمه، عقیده‌هایی به کلی نو را درباره روابط مرد/زن ترسیم می‌کند.

 

رایایِ شما

 

ترجمه از بهروز آذر

 





Digg!Reddit!Del.icio.us!Google!Live!Facebook!Slashdot!Netscape!Technorati!StumbleUpon!Spurl!Wists!Simpy!Newsvine!Blinklist!Furl!Yahoo!Ma.gnolia!Squidoo!
 
< Prev   Next >